عشق به سرزمین، فراتر از هر عقیده و مذهب است

تاریخ انتشار:

امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند تاب‌آوری ملی است؛ تاب‌آوری‌ای که از دل اتحاد مردم، همدلی اجتماعی و اعتماد به توانایی‌های داخلی شکل می‌گیرد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، دکتر زینب زارع مهذبیه، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «عشق به سرزمین، فراتر از هر عقیده و مذهب است» آورده است:

به نام خدا مهربان …ایران؛ سرزمینی که نامش در تاریخ جهان با فرهنگ، خرد و استقامت گره خورده است. این خاک کهن، قرن‌ها مهد تمدن، دانش و همزیستی ملت‌ها بوده و هنوز نیز در دل خود نیرویی نهفته دارد که می‌تواند آینده‌ای روشن‌تر برای منطقه و جهان رقم بزند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران نیازمند تاب‌آوری ملی است؛ تاب‌آوری‌ای که از دل اتحاد مردم، همدلی اجتماعی و اعتماد به توانایی‌های داخلی شکل می‌گیرد. ملت‌هایی که توانایی ایستادگی در برابر دشواری‌ها را دارند، همان ملت‌هایی هستند که تاریخ را می‌سازند. ایرانیان نیز بارها در طول تاریخ نشان داده‌اند که در سخت‌ترین شرایط، با خرد و همبستگی راهی تازه برای پیشرفت می‌یابند.

اما یکی از تلخ‌ترین مانع‌های درونی ما، دودستگی در نگاه به مفهوم میهن‌دوستی است؛ برخی گمان می‌کنند که اگر از ایران دفاع کنند، گویی از مذهب یا اندیشه‌ای خاص حمایت کرده‌اند. در حالی که عشق به سرزمین، فراتر از هر عقیده و مذهب است؛ ایران، خانه‌ی همه ایرانیان است، نه میراث گروهی خاص. میهن‌دوستی یعنی پاسداشت خاک، زبان و فرهنگ مشترکی که قرن‌ها همه‌ی ما را به هم پیوند داده است.

در تاریخ ایران نیز نمونه‌های مشابهی از این خطای فکری دیده‌ایم. در دوران حمله اسکندر و پس از آن، بسیاری از ایرانیان به‌سبب اختلافات درونی، نتوانستند بر محور میهن وحدت یابند و همین تفرقه، زمینه نفوذ بیگانگان شد. یا در روزگار پس از حمله مغول، نبود همدلی در میان حکمرانان ایرانی، قدرت کشور را تکه‌تکه کرد و قرن‌ها بازسازی را به تأخیر انداخت. اما هرگاه ایرانیان فراتر از اندیشه‌های مذهبی و جناحی، گرد پرچم ایران متحد شدند همچون روزگار صفوی یا در نهضت‌های ملی سده اخیر سربلندی و شکوه بازگشت. تاریخ بارها نشان داده است که تفرقه، دروازه‌ی سقوط است و اتحاد، رمز بقا و پیروزی.

یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های امروز ایران، نیروی انسانی آگاه و دانشمند آن است. جوانان ایرانی در دانشگاه‌ها، آزمایشگاه‌ها و مراکز پژوهشی توانایی آن را دارند که در علم، فناوری و اقتصاد دستاوردهای بزرگی خلق کنند. اگر فضایی فراهم شود که این استعدادها در داخل کشور شکوفا شوند، ایران می‌تواند به یکی از قطب‌های علمی و اقتصادی منطقه تبدیل شود؛ جایی که دانش، نه جدال، محور حرکت جامعه باشد.

ایران همچنین در قلب یکی از مهم‌ترین مناطق جهان قرار دارد؛ منطقه‌ای که سرنوشت اقتصادی و سیاسی آن برای بسیاری از ملت‌ها اهمیت دارد. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، پلی است میان شرق و غرب، شمال و جنوب؛ پلی که اگر بر پایه صلح و عدالت بنا شود، می‌تواند منشأ ثبات و توسعه در خاورمیانه باشد.

بنابراین مسئولیت نسل امروز تنها حفظ گذشته نیست؛ بلکه ساختن آینده‌ای است که در آن عقلانیت و همبستگی بر هر اختلافی غلبه کند. اگر ایرانیان به توانایی‌های خود ایمان داشته باشند و به جای جدال درونی، دست در دست یکدیگر نهند، می‌توانند بار دیگر نام ایران را در اوج عزت و اعتبار جهانی بلند کنند.

تاریخ گواهی می‌دهد که این سرزمین بارها از دل سختی‌ها برخاسته و دوباره درخشیده است. ایران نه تنها یک جغرافیا، بلکه یک روح جمعی، یک فرهنگ و یک پیوند تاریخی است که در دل میلیون‌ها انسان زنده است.

و چه زیبا فردوسی بزرگ، نگاه پاک به ایران را چنین جاودانه ساخت:
چو ایران نباشد تن من مباد / بدین بوم و بر زنده یک تن مباد