شهادت آیتالله خامنهای؛ نقطهٔ عطف در تاریخ اسلامگرایی، نجات اسلام سیاسی و طلوعی نو در بیداری اسلامی
اسلامگرایی بهمثابه پدیده ای اجتماعی‑سیاسی پویا، در طول نیمقرن اخیر خاورمیانه در حال تحول بوده است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید علی بطحائی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «شهادت آیتالله خامنهای؛ نقطهٔ عطف در تاریخ اسلامگرایی، نجات اسلام سیاسی و طلوعی نو در بیداری اسلامی» آورده است:
اسلامگرایی بهمثابه پدیده ای اجتماعی‑سیاسی پویا، در طول نیمقرن اخیر خاورمیانه در حال تحول بوده است. از جنبش اخوان المسلمین مصر تا حرکه النهضه تونس، تطورات حماس در غزه شاهد فراز و نشیبهای متنوعی بوده است. اما شهادت آیتالله خامنهای (ره)، رویدادی است که میتواند به عنوان نقطه ثقلی در این تاریخ تلقی شود و تحولات جدیدی را به دنبال داشته باشد. در یادداشت پیش رو به بررسی تفاوتهای تحولات پس از شهادت قائد امت با وقایع مشابه در تاریخ اسلامگرایی، ویژگیهای منحصر به فرد اسلامگرایی در ایران و نقش این شهادت مظلومانه در شکلگیری بیداری اسلامی جدید و نجات اسلامگرایی در جهان اسلام خواهیم پرداخت.
یکم: شهادت و کشته شدن حسنالبنا، سید قطب، محمد مرسی، اسماعیل هنیه و یحیی السنوار رهبران اخوان المسلمین، النهضه و حماس هر کدام به نوعی منجر به سرکوب و محدودیتهای شدید برای اسلامگرایان شد. در مصر، پس از کشته شدن سید قطب، اخوان المسلمین به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفت و به فعالیتهای زیرزمینی کشیده شد. در تونس، پس از سرنگونی بن علی و ظهور النهضه، این گروه با چالشهای متعددی از جمله مقاومت نیروهای سکولار و مداخله قدرتهای خارجی روبرو شد. در نهایت، کودتای نظامی در مصر و سرنگونی مرسی، نشاندهنده شکست اسلامگرایی سنتی و رویکرد خشن به قدرت بود. اما شهادت آیتالله خامنهای، با این وقایع تفاوتهای بنیادینی دارد. در ایران، پس از شهادت ایشان، شاهد یک انتقال قدرت آرام و قانونمدار بودهایم با وجود هجمه های بی سابقه اسرائیل و آمریکا به خاک ایران بودیم که در نوع خود بی نظیر بود. این انتقال، نه تنها به ثبات سیاسی و اجتماعی کشور کمک کرده است، بلکه فرصتهای جدیدی را برای توسعه و گسترش اسلامگرایی در داخل و خارج از کشور فراهم آورده است. این تفاوت، ریشه در ساختار سیاسی منحصر به فرد ایران، مشروعیت مردمی نظام و رویکرد عقلانی و تدبیرآمیز رهبران اسلامگرا در ایران دارد. اسلام گرایی که با پشتوانه مردمی، مستحکم تر شد و فشارها، آن را قوی تر کرد.
دوم: اسلامگرایی در ایران، با سایر نسخههای اسلامگرایی در منطقه تفاوتهای اساسی دارد. در حالی که در بسیاری از کشورها، برخی اسلامگرایان به شکل افراطی بدنبال احیای شریعت اسلامی به شکل سنتی و سرکوب آزادیهای فردی و اجتماعی هستند، اسلامگرایی در ایران، با تلفیق آموزههای اسلامی و اصول مترقی، به دنبال برپایی یک جامعه عادلانه، مدرن، آزاد و متعالی است. این رویکرد، نه تنها باعث امید وسیعی از مردم جهان به نظام اسلامی شده است، بلکه به عنوان یک الگوی موفق برای سایر اسلامگرایان در منطقه نیز مطرح شده است. نقطه عطف اسلامگرایی در ایران، انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بود. این انقلاب، با الهام از آموزههای امام خمینی (ره)، نشان داد که میتوان با استفاده از ظرفیتهای اسلام، یک نظام سیاسی مردمی و عادلانه را در کشور ایجاد کرد. پس از آن، رهبری آیتالله خامنهای، با هدایت و تدبیر، توانست نظام اسلامی را در برابر چالشهای متعددی حفظ کند و به توسعه و پیشرفت کشور کمک کند.
سوم: شهادت آیتالله خامنهای، میتواند به عنوان نقطهی عطفی در تاریخ اسلامگرایی و نجات اسلامگرایی تلقی شود که منجر به بهار عربی جدید خواهد شد. آنچه پنهان است دال مرکزی تحولات اخیر ایران است که هدف مخفی اصلی جنگ ترامپ و اسراییل علیه ایران، تغییر شکل منطقه و سرکوب اسلامگرایی است. شورای صلح ترامپ با هدف برقراری روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی، نقشه جنگی را طراحی کرده که ایران تنها هدف آن نیست، بلکه هدف اصلی حذف اسلامگرایی از معادلات منطقهای است و شهادت آیت الله خامنه ای و تحولات ایران را باید در راستای این هدف پنهان و سرپوش گذاشتن بر بیداری اسلامی تحلیل کرد و آیت الله خامنه ای با شهادت خود این اهداف را خنثی کرد.
النهایه: با توجه به تحولات اخیر در منطقه و ظهور و گسترش اسلامگرایی در ایران، میتوان امیدوار بود که آینده اسلامگرایی در خاورمیانه روشنتر از گذشته خواهد بود. اسلامگرایی ایران، با ارائه یک الگوی موفق برای حکمرانی اسلامی، میتواند نسخه های اسلامگرایی را از افراط و تفریط به ساحل اعتدال و عقلانیت سوق دهد. این الگو، بر اساس اصول عقلانیت، تدبیر، عدالت و آزادی استوار است و میتواند به ایجاد یک خاورمیانهی جدید، عادلانه، آزاد و مترقی کمک کند.