جایگاه هوش مصنوعی در تبیین ترفندهای رسانه‌ای دشمن

تاریخ انتشار:

رسانه‌ها هرگز صرفاً انتقال‌دهنده خبر نیستند. آنها در واقع سازندگان روایت هستند.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد معینی‌فر در یادداشتی با عنوان «جایگاه هوش مصنوعی در تبیین ترفندهای رسانه‌ای دشمن” تبیین کرد:

موضوع سخنم در تقاطع سه عرصه مهم قرار دارد: رسانه، هوش مصنوعی و جهاد تبیین. موضوعی که نه فقط یک مسئله فناورانه، بلکه یک مسئله عمیق شناختی، فرهنگی و تمدنی محسوب می‌شود. اجازه بدهید سخن را با یک پرسش آغاز کنم: در دنیایی که روزانه میلیاردها محتوا تولید و منتشر می‌شود، چگونه می‌توان حقیقت را از میان انبوه روایت‌ها تشخیص داد؟ این همان میدان نبرد جدید است؛ نبردی که دیگر صرفاً با سلاح‌های فیزیکی تعریف نمی‌شود، بلکه در میدان ادراک و ذهن انسان‌ها شکل گرفته است. در ادبیات راهبردی امروز، از این فضا با عنوان جنگ شناختی (Cognitive Warfare) یاد می‌شود.

در چنین شرایطی رسانه‌ها به ابزار اصلی شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل شده‌اند و در کنار آن، هوش مصنوعی به عنوان یکی از قدرتمندترین فناوری‌های عصر حاضر، هم می‌تواند در خدمت عملیات رسانه‌ای قرار گیرد و هم می‌تواند ابزار مهمی برای شناخت، تحلیل و افشای ترفندهای رسانه‌ای باشد. اجازه بدهید ابتدا به اختصار درباره ماهیت ترفندهای رسانه‌ای صحبت کنیم.

رسانه‌ها هرگز صرفاً انتقال‌دهنده خبر نیستند. آنها در واقع سازندگان روایت هستند. هر خبر، هر تصویر و هر تیتر در چارچوب یک روایت معنا پیدا می‌کند. به همین دلیل در علوم ارتباطات گفته می‌شود: «قدرت رسانه نه در آن چیزی است که می‌گوید، بلکه در آن چیزی است که برجسته می‌کند.»

دشمن در جنگ رسانه‌ای از مجموعه‌ای از تکنیک‌ها و ترفندها استفاده می‌کند که برخی از مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از: نخست برجسته‌سازی (Agenda Setting)؛ در این روش، رسانه‌ها موضوعات خاصی را بیش از حد بزرگ می‌کنند تا ذهن مخاطب را بر همان موضوع متمرکز سازند. دوم چارچوب‌بندی خبری (Framing)؛ در اینجا واقعیت حذف نمی‌شود، بلکه زاویه روایت تغییر می‌کند. یک اتفاق واحد می‌تواند در چند چارچوب متفاوت روایت شود. سوم بمباران اطلاعاتی؛ یعنی تولید حجم بسیار زیاد خبر و تحلیل برای ایجاد سردرگمی در مخاطب. چهارم تحریف گزینشی واقعیت؛ در این روش بخش‌هایی از حقیقت حذف و بخش‌هایی برجسته می‌شود تا تصویری متفاوت از واقعیت شکل بگیرد. پنجم ساخت روایت‌های احساسی؛ استفاده از تصاویر، موسیقی، داستان‌پردازی و نمادها برای تحریک احساسات و کاهش قدرت تحلیل مخاطب.

حال پرسش مهم این است: در برابر چنین عملیات پیچیده‌ای چه باید کرد؟ اینجاست که هوش مصنوعی وارد میدان می‌شود. هوش مصنوعی در ساده‌ترین تعریف، مجموعه‌ای از روش‌ها و الگوریتم‌هاست که به ماشین‌ها امکان می‌دهد الگوها را شناسایی کنند، داده‌ها را تحلیل کنند و تصمیم‌های هوشمندانه بگیرند. اما وقتی این فناوری در حوزه رسانه به کار گرفته می‌شود، توانایی‌های بسیار قابل توجهی پیدا می‌کند. اجازه بدهید چند نقش مهم هوش مصنوعی در شناخت و تبیین ترفندهای رسانه‌ای را مرور کنیم.

نخستین نقش، تحلیل کلان‌داده‌های رسانه‌ای است. امروزه روزانه میلیون‌ها پست در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. تحلیل انسانی چنین حجم عظیمی از داده تقریباً غیرممکن است. اما الگوریتم‌های هوش مصنوعی می‌توانند در زمانی بسیار کوتاه، الگوهای انتشار محتوا، هشتگ‌ها، روایت‌های غالب و شبکه‌های انتشار خبر را شناسایی کنند. برای مثال، با استفاده از تحلیل داده می‌توان فهمید که یک روایت خاص چگونه در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته، چه حساب‌هایی آن را تقویت کرده‌اند و چگونه به ترند تبدیل شده است.

نقش دوم هوش مصنوعی، شناسایی عملیات هماهنگ رسانه‌ای است. بسیاری از کمپین‌های رسانه‌ای به صورت طبیعی شکل نمی‌گیرند. بلکه توسط شبکه‌ای از حساب‌های هماهنگ، ربات‌ها و اکانت‌های جعلی هدایت می‌شوند. الگوریتم‌های یادگیری ماشین می‌توانند الگوهای رفتاری این حساب‌ها را تشخیص دهند و شبکه‌های عملیات روانی را شناسایی کنند.

نقش سوم، تشخیص اخبار جعلی و اطلاعات نادرست است. یکی از مهم‌ترین چالش‌های فضای رسانه‌ای امروز، پدیده‌ای است که با عنوان Fake News شناخته می‌شود. هوش مصنوعی می‌تواند با تحلیل متن، تصویر و منبع خبر، احتمال جعلی بودن آن را ارزیابی کند.

چهارمین نقش، تحلیل احساسات افکار عمومی است. هوش مصنوعی می‌تواند میلیون‌ها پیام و نظر کاربران را تحلیل کند و نشان دهد که افکار عمومی نسبت به یک موضوع خاص چه احساسی دارد؛ مثبت، منفی یا خنثی. این تحلیل به پژوهشگران کمک می‌کند تا تأثیر عملیات رسانه‌ای را بهتر درک کنند.

پنجمین نقش، کشف الگوهای روایت‌سازی است. با استفاده از مدل‌های زبانی پیشرفته، می‌توان بررسی کرد که رسانه‌ها چگونه درباره یک موضوع خاص صحبت می‌کنند، چه واژگانی استفاده می‌کنند و چگونه چارچوب ذهنی مخاطب را شکل می‌دهند.

اما در کنار همه این ظرفیت‌ها، باید به یک نکته مهم نیز توجه داشت: هوش مصنوعی تنها یک ابزار است. اگر این ابزار در اختیار جریان‌های رسانه‌ای مخرب قرار گیرد، می‌تواند به تولید انبوه محتوای جعلی، ساخت ویدئوهای دیپ‌فیک و عملیات روانی پیچیده‌تر منجر شود. بنابراین ما در یک دوگانه قرار داریم: هوش مصنوعی می‌تواند ابزار فریب باشد یا ابزار روشنگری. در اینجا مفهوم جهاد تبیین اهمیت پیدا می‌کند. جهاد تبیین به معنای روشنگری فعال، هوشمندانه و مستمر در برابر تحریف‌ها است. در این میدان، صرفاً بیان حقیقت کافی نیست؛ بلکه باید روایت صحیح را به زبان قابل فهم برای جامعه ارائه کرد.

هوش مصنوعی می‌تواند در این مسیر چند کمک اساسی انجام دهد: کمک اول، افزایش سرعت تحلیل رسانه‌ای؛ کمک دوم، کشف الگوهای پنهان در عملیات رسانه‌ای؛ کمک سوم، تولید محتوای دقیق و داده‌محور برای روشنگری عمومی. به بیان دیگر، هوش مصنوعی می‌تواند به ما کمک کند تا از مرحله واکنش صرف عبور کنیم و به مرحله تحلیل پیش‌دستانه برسیم.

اما تحقق این هدف نیازمند سه پیش‌شرط مهم است. نخست تربیت نیروی انسانی میان‌رشته‌ای؛ یعنی افرادی که هم با علوم رسانه آشنا باشند و هم با مفاهیم داده و هوش مصنوعی.

دوم ایجاد زیرساخت‌های داده‌ای؛ بدون دسترسی به داده‌های گسترده رسانه‌ای، تحلیل هوشمند امکان‌پذیر نخواهد بود.

سوم تولید مدل‌های بومی تحلیل رسانه؛ زیرا بسیاری از مدل‌های موجود بر اساس بافت فرهنگی و زبانی غرب طراحی شده‌اند و برای تحلیل فضای رسانه‌ای فارسی نیاز به بومی‌سازی دارند. اجازه بدهید سخن را به سمت جمع‌بندی ببریم.

ما در عصر نبرد روایت‌ها زندگی می‌کنیم. در این عصر، هر جامعه‌ای که بتواند روایت قوی‌تر، دقیق‌تر و هوشمندانه‌تری ارائه دهد، در میدان افکار عمومی پیروز خواهد بود. هوش مصنوعی در این میدان یک ابرابزار تحلیلی است. ابزاری که می‌تواند پرده از پیچیده‌ترین عملیات رسانه‌ای بردارد و به ما کمک کند تا واقعیت را دقیق‌تر ببینیم. اما فراموش نکنیم که فناوری به تنهایی کافی نیست. آنچه تعیین‌کننده است ترکیب دانش، بصیرت و مسئولیت اجتماعی است. اگر هوش مصنوعی با نگاه تمدنی، رویکرد علمی و روحیه جهاد تبیین همراه شود، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای روشنگری در عصر رسانه تبدیل شود.
در پایان می‌خواهم با یک جمله تأمل‌برانگیز سخنم را به پایان برسانم: «در گذشته جنگ‌ها برای تصرف سرزمین‌ها بود؛ امروز جنگ‌ها برای تصرف ذهن‌ها است. و در این میدان، هرکس حقیقت را هوشمندانه‌تر تبیین کند، پیروز خواهد بود».