یادداشتی از دکتر محمد طاهر قلی تبار

جنگ و فراموشی کرامت انسان

تاریخ انتشار:

در سنت‌های دینی، پاسداشت جان انسان یکی از بنیادی‌ترین اصول اخلاقی به شمار می‌رود. قرآن کریم تأکید می‌کند: «هر کس انسانی را بدون آنکه کسی را کشته یا فسادی در زمین کرده باشد بکشد، چنان است که گویی همه انسان‌ها را کشته است» (مائده، 32:5). در کتاب مقدس نیز آمده است: «خوشا به حال صلح‌آوران، زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد» (انجیل متی 9:5). با این حال، در روزهای اخیر آنچه در ایران جریان دارد نشان می‌دهد که این اصول بنیادین اخلاقی تا چه اندازه می‌توانند در میدان واقعیت‌های سیاسی و نظامی به حاشیه رانده شوند.

چند روزی از آغاز جنگ و تجاوز نظامی و تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران می‌گذرد؛ جنگی که این‌بار نه در حاشیه، بلکه در متن زندگی روزمره‌ی مردم جریان دارد. هدف قرار گرفتن مدارس، دانشگاه‌ها، بیمارستان‌ها، زیرساخت‌های شهری، خانه‌های مسکونی و مراکز خدمات عمومی، همراه با جان‌باختن کودکان، زنان و مردان غیرنظامی، واقعیتی است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب منازعات سیاسی توضیح داد. آنچه رخ می‌دهد مستقیماً با جان انسان‌ها و بنیان‌های زیست اجتماعی گره خورده است؛ همان جان انسانی که در قرآن کریم «محترم» دانسته شده و گرفتن آن بدون حق نهی شده است (اسراء، 33:17).

برای جامعه‌ی دانشگاهی، به‌ویژه در عرصه بین‌الملل، وقایع امروز ایران یادآور الگویی آشنا و در عین حال دردناک است؛ الگویی که پیش‌تر در فلسطین و لبنان نیز مشاهده شده بود. در این الگو، مرز میان میدان نبرد و زندگی غیرنظامیان از میان می‌رود، زیرساخت‌های حیاتی تخریب می‌شود و اصول بنیادین حقوق بشردوستانه‌ی بین‌المللی به حاشیه رانده می‌شوند. تکرار چنین وضعیتی نشانه‌ای نگران‌کننده از عادی‌شدن خشونت علیه غیرنظامیان در منازعات معاصر است؛ وضعیتی که با هشدارهای اخلاقی سنت‌های دینی نیز در تعارضی آشکار قرار دارد. چنان‌که در کتاب امثال سلیمان آمده است: «خداوند از هفت چیز نفرت دارد … دست‌هایی که خون بی‌گناه را می‌ریزند» (امثال 16:6–19).

در کنار این تحولات، ترور بزدلانه‌ی اندیشمند فرزانه آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(قدس سره) ـ که افزون بر جایگاه سیاسی، برای جهان اسلام نقش رهبر دینی و معنوی داشت ـ موجی از اندوه و بهت را در میان مسلمانان برانگیخت. این اقدام تروریستی، که هم‌زمان با ماه رمضان، ماه رحمت، همدلی و معنویت رخ داد، این ایام را به دوره‌ای آکنده از سوگ و ماتم بدل ساخت. قرآن کریم درباره حرمت جان انسان‌ها هشدار می‌دهد: «و هر کس مؤمنی را عمداً به قتل برساند، کیفر او دوزخ است که جاودانه در آن خواهد بود و خدا بر او خشم می‌گیرد و او را لعنت می‌کند و عذابی بزرگ برای او آماده ساخته است» (نساء، 93:4)؛ هشداری که در چنین لحظاتی بیش از هر زمان دیگری معنا می‌یابد.

از منظر حقوق بین‌الملل، مجموعه‌ی این وقایع پرسش‌های جدی و نگران‌کننده‌ای را پیش می‌کشد. کنوانسیون‌های ژنو، اصول حقوق بشردوستانه‌ی بین‌المللی و اسناد مرتبط با حمایت از غیرنظامیان، به‌صراحت بر مصونیت مراکز درمانی، آموزشی و جمعیت غیرنظامی تأکید دارند. تداوم حملات به این اهداف، آن هم در غیاب واکنش قاطع، شفاف و مؤثر از سوی نهادهای بین‌المللی، اعتبار و کارآمدی این چارچوب‌های حقوقی را با تردیدهای اساسی مواجه می‌سازد و این پرسش را پیش می‌آورد که تعهد به این قواعد تا چه اندازه واقعی و الزام‌آور است.

نگران‌کننده‌تر از خود خشونت، سکوت، ابهام یا بی‌طرف‌نمایی بسیاری از بازیگران جهانی، سازمان‌های بین‌المللی و حتی بخشی از رهبران دینی است. دعوت‌های کلی و تکراری به «خویشتنداری»، بدون اشاره‌ی روشن به تجاوز صورت‌گرفته و رنج ملموس غیرنظامیان، نمی‌تواند جایگزین مسئولیت اخلاقی و حقوقی جامعه‌ی جهانی شود. تجربه‌ی فلسطین، لبنان و اکنون ایران نشان می‌دهد که عادی‌شدن این زبان خنثی و مبهم، نه‌تنها از شدت خشونت نمی‌کاهد، بلکه متأسفانه در عمل به تداوم آن یاری می‌رساند. کتاب مقدس نیز در نکوهش چنین سکوتی هشدار می‌دهد: «دهان خود را باز کن و از حق کسانی که بی زبان و بی چاره­اند دفاع کن» (امثال 8:31).

در چنین شرایطی، دانشگاه و جامعه‌ی علمی، به‌ویژه در عرصه‌ی بین‌الملل، نمی‌توانند و نباید بی‌تفاوت بمانند. مأموریت دانشگاه صرفاً تولید و انباشت دانش نیست؛ بلکه پاسداری از ارزش‌هایی است که امکان گفت‌وگو، همزیستی، مسئولیت‌پذیری و صلح پایدار را فراهم می‌کنند. قرآن مؤمنان را به ایستادن در کنار عدالت فرا می‌خواند (نساء، 135:4) و در سنت مسیحی نیز تأکید شده است که «ایمان بدون عمل، اصلا ایمان نیست، بلکه یک ادعای پوچ و تو خالی است» (رساله یعقوب 17:2). در واقع، سکوت در برابر تجاوز، رنج غیرنظامیان و نقض مکرر تعهدات بین‌المللی، در نهایت به فرسایش همان نظم حقوقی و اخلاقی می‌انجامد که دانشگاه‌ها همواره خود را از مدافعان اصلی آن دانسته‌اند.

این یادداشت نه بیانیه‌ای سیاسی، بلکه تذکری انسانی و دانشگاهی است؛ یادآوری این واقعیت بنیادین که بدون احترام به جان انسان‌ها، بدون پایبندی عملی به حقوق بین‌الملل، و بدون موضع‌گیری اخلاقی روشن در برابر خشونت، هیچ گفت‌وگوی بین‌المللی معنادار و پایداری شکل نخواهد گرفت. اگر قرار است دانشگاه همچنان صدایی معتبر در عرصه‌ی جهانی باشد، این صدا باید پیش از هر چیز در دفاع از کرامت انسانی شنیده شود؛ همان کرامتی که قرآن درباره آن می‌گوید: «و به‌راستی ما فرزندان آدم را گرامی داشتیم» (اسراء، 70:17).

مطالب مشابه