به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، نشست علمی ترویجی «بررسی انتقادی دیدگاه اتان کلبرگ در ارتباط با فقدان روایات غیبت در بصائرالدرجات» با ارائه حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدرضا ملانوری و نقد حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین طالعی و دکتر محمدعلی موحدی در دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.
در ابتدای این نشست دکتر محمدرضا ملانوری با اشاره به جایگاه کتاب بصائرالدرجات اثر محمد بن حسن صفّار عنوان کرد: صفّار در این کتاب عمدتاً به ویژگیهای اهلبیت علیهمالسلام پرداخته و تنها اندکی از احادیث غیبت را نقل کرده است. پژوهشگرانی چون اتان کلبرگ، با توجه به فقدان احادیث دربارهی دوازده امام یا غیبت در این اثر، نتیجه گرفتهاند که نظریهی امامتِ اثناعشری با مؤلفههایی چون عصمت، علم غیب و مهدویت، پس از غیبت صغری و در جریان تکامل تدریجی تشیع پدید آمده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با بیان اینکه دوره غیبت صغری یکی از سختترین دوران برای شیعیان به شمار میرفت و پدیده غیبت باعث سرگردانی در شیعه شده بود و سایر فرقهها بهخصوص زیدیه، با طرح سؤالات جدیدی مشکلات فکری بیشتری ایجاد کرده، افزود: با توجه به این شرایط، این سؤال مطرح میشود که چرا صفار در کتاب خود در خصوص نام ائمه و غیبت آخرین امام (عج) سکوت کرده است؟ چرا در کتاب بصائرالدرجات هیچ اشارهای به شبکه وکالت که حلقه ارتباط بین امام و شیعیان بودهاند، نکرده است؟
وی افزود: کلبرگ با استناد به چنین متون تاریخی و کلامی شیعی، استدلال میکند که اگرچه در آثار اولیه مانند فرقالشیعه نوبختی و المقالات و الفرق سعد بن عبدالله قمی، به وجود فرقه امامیه که معتقد به امامت جانشین پنهان امام عسکری بود اشاره شده است، اما از تعداد دوازده امام، غیبت صغری و کبری، و ویژگیهای خاص این نظریه سخنی به میان نیامده است.
دکتر ملانوری این ادعا را در ضمن محورهای ذیل قابل نقد دانست و افزود: اولین مورد؛ روایات شفاهی در تاریخ اسلام است که معتبر است: در قرون اولیه اسلام، نقل شفاهی حدیث روشی رایج و پذیرفتهشده بود. اگر اعتبار سلسله راویان یک حدیث از طریق روشهای نقل حدیثی اثبات شود و راویان به جعل و دروغگویی متهم نباشند، میتوان پذیرفت که حدیث توسط یکی از ائمه نقل شده است.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب ادامه داد: دومین مورد؛ موضوع مهدویت و غیبت است که محدود به دورههای متأخر نبوده و ریشه در اعماق تفکر اسلامی دارد. سه منبع مهمی که جهت بازشناسی آثار مهدوی در عصر غیبت در اختیار داریم عبارتاند از فهرست ابنندیم، فهرست شیخ طوسی و فهرست نجاشی. در عصر حضور در کنار آثاری که بهطور خاص و بهصورت صریح درباره مهدویت نوشته شده، آثاری نیز بهطور ضمنی در خصوص مهدویت به رشته تحریر درآمده است؛ این آثار عبارتاند از: کتاب الملاحم، کتاب الاوصیاء، کتاب عدد الائمه و کتاب الامامه. اما آثاری که بهوضوح موضوع مهدویت را بررسی کردهاند، شامل کتابهایی هستند که نام آنها مستقیماً به مهدویت اشاره دارد. وجود این آثار نشاندهنده نادرستی فرضیه اتان کلبرگ است.
وی گفت: سومین مورد درباره وجود روایات مرتبط با امام دوازدهم و تعداد ائمه در کتاب بصائرالدرجات و ابطال دیدگاه کلبرگ: در بصائرالدرجات بارها از امام دوازدهم یاد شده است؛ دستکم سه حدیث درباره اوصیای پس از پیامبر و حضرت مهدی (عج) ذکر شده که بنا بر این روایات خدای متعال بهوسیله مهدی (عج) دینش را نصرت میدهد و دولتش را آشکار میکند و از دشمنانش انتقام میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب افزود: چهارمین مورد ماهیت و هدف کتاب بصائرالدرجات است که با بررسی دقیق ابواب و ساختار کتاب به این نتیجه میرسیم که بصائرالدرجات یک کتاب کاملاً امامتی است. به نظر میرسد که هدف اصلی این کتاب، بیان فضایل معنوی و مقام والای ائمه و روشن کردن درجات و جایگاه افراد در نسبت با امامت است. ازاینرو نمیتوان کم بودن احادیث مربوط به دوازده امام و امام دوازدهم را از کاستیهای کار مؤلف قلمداد نمود و یا دلیلی بر ساختگی بودن نظریه دوازده امامی بودن شیعه دانست. کتابهایی چون المحاسن برقی نیز به همین گونه هستند.
وی گفت: پنجمین مورد احادیث مربوط به غیبت در سایر آثار از سوی صفار است که از صفار روایات نسبتاً زیادی در موضوعاتی مانند انتظار فرج، دوران ظهور و حکومت مهدوی، نشانههای ظهور، تعداد ائمه (علیهمالسلام)، ولادت امام زمان (عج)، شباهت ایشان به پیامبران (علیهمالسلام)، فلسفه غیبت و شرایط دشوار غیبت کبری نقل شده که احتمالاً برگرفته از کتاب «الملاحم» او هستند. این موضوع میتواند توضیحدهنده این نکته باشد که چرا در کتاب بصائرالدرجات، که محور اصلی آن بررسی مسائل مربوط به امامت است، احادیث غیبت و مهدویت کمتر مورد توجه قرار گرفته است. احتمالاً صفّار برای جلوگیری از تکرار مطالب و به دلیل اینکه این احادیث در کتاب «الملاحم» جمعآوری شده بودند، در بصائرالدرجات به آنها اشاره نکرده است.
گفتنی است دکتر ملانوری بر اساس موارد فوق دیدگاه کلبرگ را مردود دانست.
در ادامه، دکتر طالعی هدف نگارش بصائر را کلیات امامت و به ویژه مقامات ایشان آن هم با تاکید بر علم دانست و افزود: عدم بیان دلیل بر عدم وجود نیست. به عنوان مثال در این کتاب احادیث فقهی وجود ندارد اما نمی توان این را دلیل بر عدم فقاهت صفار دانست. همچنانکه عدم وجود کتاب المعاد در کافی دلیل بر عدم اعتقاد کلینی بر معاد نیست و این نوع استنتاج نوعی مغالطه است. البته یک نقد به صفار وارد است و آن اینکه از مکاتبات خود با امام عسکری (ع) احادیثی را در بصائر نقل نکرده است.
وی عنوان کرد: برای اثبات مهدویت کافی است به صورت استدلال توجه داشته باشیم که حجت همیشه باید باشد؛ امام عسکری سال 260 به شهادت رسیده؛ بعد از ایشان چه کسی امام خواهد بود. نتیجه روشن خواهد شد.
سپس دکتر موحدی با اشاره به پیشینه بحث، یکی از نقدهای این پژوهش را عدم ذکر پیشینه عنوان کرد. چه اینکه برخی از مستشرقان نقدهایی را به کلبرگ وارد کرده اند. ضمن اینکه بصائر جزء نخستین جوامع روایی به شمار نمی رود. دیگر آنکه بحث کلبرگ در مورد مهدویت نیست و سخن او در مورد غیبت است. همچنین امروز ده درصد محاسن برقی به ما رسیده و در مابقی آن بحث امامت بوده است. مهمتر اینکه کلبرگ نبود روایات را نه دلیل بلکه شاهد بر ادعای خود می گیرد. همچنین او نمی گوید روایات غیبت ندارید بلکه مدعی است اعتقاد به دوازده امام تا آن زمان هنوز شکل نگرفته بوده است.