به همت معاونت پژوهشی بررسی شد؛

سواد رسانه‌ای و پیشگیری از اعتیاد سایبری (نوموفوبیا)

تاریخ انتشار:

بعد اخلاقی سواد رسانه‌ای والدین بیشترین تأثیر را در کاهش اعتیاد دیجیتال دانش‌آموزان نشان می‌دهد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، کرسی علمی ترویجی با موضوع «سواد رسانه‌ای و پیشگیری از اعتیاد سایبری (نوموفوبیا)» با ارائه دکتر فائزه فرهودی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و با نقد دکتر هاتف پوررشیدی عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد.

در این گزارش آمده است: یکی از مسائل پیچیده و چندلایه عصر دیجیتال، مسأله‌ای است که در تقاطع فناوری، روان‌شناسی و علوم ارتباطات شکل می‌گیرد. گسترش زیست‌جهان دیجیتال، در کنار فرصت‌ها و ظرفیت‌های ارتباطی، آموزشی و فرهنگی، پیامدهایی نیز به همراه داشته است که محدود به حوزه روان‌شناسی فردی نبوده و ابعاد اجتماعی، ارتباطی و حتی سیاسی آن روزبه‌روز برجسته‌تر می‌شود. در حوزه روان‌شناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی سیاسی ارتباطات و سایر شاخه‌های علوم ارتباطی، پدیده‌هایی چون آزار مجازی، شکل‌گیری اتاق‌های پژواک، کاهش مسئولیت‌پذیری اجتماعی و حتی استثمار پنهان کارگران داده درهوش مصنوعی، از جمله پیامدهای قابل تأمل این جهان نوظهور به‌شمار می‌آیند.

با این حال، مسأله محوری این کرسی علمی–ترویجی بر یکی از فراگیرترین و در عین حال کمتر مسئله‌مندشده‌ترین ابزارهای زیست دیجیتال متمرکز بود: تلفن‌های همراه هوشمند؛ ابزارهایی که از یک وسیله صرفاً ارتباطی فراتر رفته و به ضمیمه‌ای دائمی از حیات روزمره انسان معاصر بدل شده‌اند. در این نقطه، ما در تقاطع دو جریان فکری مهم قرار داریم:

از یک‌سو، مفهوم نوموفوبیا و اشکال مختلف وابستگی و اعتیاد به رسانه‌های دیجیتال که توسط پژوهشگران حوزه روان‌شناسی بالینی، از جمله برگازی و دل‌پوئنته، تعریف و صورت‌بندی شده است؛ و از سوی دیگر، رویکرد سواد رسانه‌ای که نظریه‌پردازانی چون باکینگهام، هابز و جیمز پاتر، مبانی نظری، تحلیلی و آموزشی آن را بنیان نهاده‌اند.

مسأله اساسی که این کرسی بر آن تمرکز داشت، ایجاد پیوندی معنادار میان این دو حوزه بود؛ اینکه چگونه می‌توان از رهگذر بینش‌های نظری و تحلیلی سواد رسانه‌ای، به چارچوبی عملی و پیشگیرانه برای مواجهه با پدیده‌ای دست یافت که روان‌شناسی آن را شناسایی، سنجش و اندازه‌گیری کرده است. این تقاطع، نه‌تنها یک ضرورت نظری، بلکه میدانی نوین برای پژوهش‌های میان‌رشته‌ای و مداخلات اجتماعی در جهان دیجیتال امروز محسوب می‌شود.

در این راستا، تأکید شد که پیش از هرگونه نسخه‌نویسی آموزشی یا سیاستی، لازم است درک دقیقی از وضعیت موجود حاصل شود؛ اینکه بدانیم در کجای این زیست‌جهان ایستاده‌ایم، مسأله دقیقاً چیست و شدت و گستره آن تا چه اندازه است. از این منظر، انجام پژوهش‌های کمی و پیمایشی، به‌ویژه در بسترهای بومی، نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی روش‌شناختی تلقی می‌شود.

بر همین مبنا، پژوهش «رابطه سواد رسانه‌ای والدین و اعتیاد به رسانه‌های دیجیتال در دانش‌آموزان متوسطه دختر استان قم» که توسط دکتر فائزه فرهودی ارائه شد، با روش کمی پیمایشی و بر اساس نظریه سواد رسانه‌ای جیمز پاتر و چارچوب مفهومی اعتیاد اینترنتی کارل یانگ انجام گرفته است. یافته‌های کلیدی این پژوهش نشان‌دهنده وجود رابطه‌ای منفی و معنادار میان تمامی ابعاد چهارگانه سواد رسانه‌ای والدین (شناختی، عاطفی، زیبایی‌شناختی و اخلاقی) و سطح اعتیاد دیجیتال فرزندان بود. در این میان، بعد اخلاقی سواد رسانه‌ای والدین قوی‌ترین رابطه معکوس را با اعتیاد دیجیتال نشان داد و متغیر سطح تحصیلات والدین نسبت به سن، ارتباط قوی‌تری با کاهش اعتیاد رسانه‌ای دانش‌آموزان داشت.

ارائه‌دهنده مقاله بر اساس این یافته‌ها نتیجه گرفت که توانمندسازی والدین در حوزه سواد رسانه‌ای، به‌ویژه در ابعاد اخلاقی و انتقادی، می‌تواند به‌عنوان یک راهبرد مؤثر و پیشگیرانه در مواجهه با اعتیاد رسانه‌ای کودکان و نوجوانان مورد توجه قرار گیرد. در عین حال، اشاره شد که نتایج پژوهش با توجه به محدودیت‌هایی نظیر تمرکز بر یک استان و یک گروه جنسیتی خاص، نیازمند تعمیم محتاطانه و انجام مطالعات تکمیلی در سایر بافت‌های اجتماعی است.

در بخش نقد، دکتر هاتف پوررشیدی با اشاره به انتشار مقاله در یک مجله علمی معتبر، نقدی به ساختار یا اعتبار روش‌شناختی پژوهش وارد نکردند، اما بحث را به سطحی کلان‌تر و تحلیلی‌تر ارتقا دادند.ایشان با تأکید بر تغییرات شتابان فناوری و پیچیدگی‌های خاص هر دوره، خاطرنشان کردند که شیوه‌های مواجهه با پدیده‌های دیجیتال نیز باید واجد انعطاف، پویایی و حساسیت به زمینه باشند و در جهانی آکنده از عدم قطعیت و پیچیدگی، نمی‌توان نسخه‌ای واحد، ایستا و فرازمانی برای مواجهه با این پدیده‌ها تجویز کرد.

در پایان، دکتر نعیم ابادی دبیر علمی کرسی با جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده، بر ضرورت تداوم چنین نشست‌هایی با هدف ارتقای مهارت‌های تفکر انتقادی، خودتنظیمی و آگاهی شناختی در مواجهه با دنیای همواره در حال تغییر دیجیتال تأکید کردند. همچنین با اشاره به مفهوم جنگ شناختی و ضرورت پرداختن به آن در سطح سوگیریها، اسنادها و انگاره‌های شناختی، تصریح کردند که ارتقای سواد رسانه‌ای، هرچند ضروری، اما تنها یکی از مسیرهای مقابله با این پدیده پیچیده است و باید در کنار سایر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و سیاستی مورد توجه قرار گیرد.

این کرسی علمی–ترویجی، با ترکیب متعادلی از استناد به پژوهش بومی و تحلیل‌هایی معطوف به آینده، توانست فضایی غنی برای تبادل نظر علمی فراهم آورد. حضور فعال مخاطبان و پرسش‌های مطرح‌شده در پایان نشست، نشان‌دهنده اهمیت عملی و اجتماعی موضوع و ضرورت تداوم گفت‌وگوهای علمی در این حوزه بود.

photo_1_2026-02-05_08-49-19
photo_1_2026-02-05_08-49-19
photo_2_2026-02-05_08-49-19
photo_3_2026-02-05_08-49-19
photo_4_2026-02-05_08-49-19
photo_5_2026-02-05_08-49-19
photo_6_2026-02-05_08-49-19
photo_7_2026-02-05_08-49-19

مطالب مشابه