تبیین خطبه شقشقیه و تحلیل مسئله خلافت از منظر امیرالمؤمنین(ع)
جلسه بیان و تفسیر نهجالبلاغه با سخنرانی حجتالاسلام و المسلمین دکتر نادم، با حضور جمعی از اساتید، کارکنان و دانشجویان، در نمازخانه دانشگاه برگزار شد. در این نشست، ادامه مباحث تفسیری نهجالبلاغه و بهویژه خطبه سوم (شقشقیه) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.
در آغاز جلسه، دکتر نادم با اشاره به مباحث جلسات گذشته، یادآور شد که در ادامه مرور فرازهایی از نهجالبلاغه، بحث به خطبه سوم رسیده است؛ خطبهای که در آن امیرالمؤمنین علی علیهالسلام بهطور صریح به موضوع خلافت پس از پیامبر اکرم(ص) پرداخته و نکات مهمی را درباره چگونگی انتقال خلافت بیان میفرمایند.
تحلیل فراز «فَدَلّاهَا إِلَى فُلَانٍ بَعْدَهُ»
ایشان با تبیین عبارت «فَدَلّاهَا إِلَى فُلَانٍ بَعْدَهُ» توضیح دادند که مقصود از «فلان بعده»، خلیفه دوم است. به بیان امیرالمؤمنین(ع)، خلیفه اول نهتنها خود خلافت را تصاحب کرد، بلکه انتقال خلافت بعدی نیز بهوسیله او صورت گرفت.
دکتر نادم در ادامه، به تشریح واژه «اِدلاء» پرداخت و گفت: این واژه در لغت عرب به معنای فرو بردن دلو در چاه برای آب کشیدن است و برخی از بزرگان لغت و شرح نهجالبلاغه تصریح کردهاند که این تعبیر، زمانی به کار میرود که چیزی به ناحق به دیگری داده شود. از همین رو، امیرالمؤمنین(ع) با انتخاب این واژه، به نحوه انتقال خلافت اشارهای معنادار دارند.
خلافت؛ رد و بدلشده میان دو نفر
سخنران جلسه تأکید کرد که از نگاه حضرت علی(ع)، خلافت نه بر اساس رأی واقعی مردم و نه بر پایه حق الهی صورت گرفت، بلکه خلافت میان دو نفر رد و بدل شد؛ چنانکه در سقیفه برای رسیدن به خلافت چانهزنی صورت گرفت و در واپسین لحظات عمر خلیفه اول نیز، برای انتقال خلافت به خلیفه دوم، تصمیمگیری انجام شد.
وی افزود: این تحلیل تنها دیدگاه شیعی نیست، بلکه ابنابیالحدید معتزلی (از علمای اهلسنت) نیز در شرح نهجالبلاغه خود، این ماجرا را نقل و تفسیر کرده است.
ماجرای وصیت و نقش عثمان
در ادامه جلسه، دکتر نادم به نقل تاریخی ماجرای بستر بیماری خلیفه اول پرداخت و گفت: بر اساس نقل ابنابیالحدید، هنگامی که خلیفه اول بیمار بود، از عثمان خواست وصیت او را بنویسد. در میانه نوشتن وصیت، خلیفه اول بیهوش شد و در همان هنگام، نام خلیفه دوم بهعنوان جانشین نوشته شد. پس از به هوش آمدن، خلیفه اول این اقدام را تأیید کرد و حتی برای نویسنده دعا نمود و آن را اقدامی در جهت حل مشکل مسلمانان دانست.
استشهاد امیرالمؤمنین(ع) به شعر اعشی
سخنران سپس به فراز «ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَوْلِ الْأَعْشَى» اشاره کرد و توضیح داد که امیرالمؤمنین(ع) برای تبیین شرایط خود، به شعری از اعشی (شاعر جاهلی) استناد میکنند؛ شعری که فاصله عظیم میان دو وضعیت کاملاً متفاوت را توصیف میکند:
روزگاری عزت، جایگاه و احترام، و روزگاری دیگر غربت، سرگردانی و انزوا.
دکتر نادم بیان داشت: حضرت علی(ع) با این استشهاد، وضعیت خود پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) را ترسیم میکنند؛ شخصیتی که در زمان پیامبر(ص) جایگاهی ممتاز داشت، اما پس از ایشان، از صحنه حاکمیت کنار گذاشته شد.
شگفتی امیرالمؤمنین(ع) از رفتار متناقض
وی با اشاره به عبارت «فَیَا عَجَبًا» گفت: امیرالمؤمنین(ع) با شگفتی یاد میکنند از کسی که در زمان حیات خود بارها میگفت:
«أَقِیلُونِی، أَقِیلُونِی… وَ عَلِیٌّ فِیکُمْ»
یعنی مرا رها کنید، در حالی که علی در میان شماست؛
اما همان فرد، پس از وفات، خلافت را به عقد دیگری درآورد.
تشبیه حکومت به شتر چموش
در بخش پایانی تفسیر، دکتر نادم به تشبیه بسیار دقیق امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد؛ جایی که حکومت به شتر چموش تشبیه میشود. ایشان توضیح دادند که اگر حاکم، انسان عاقل و مدبری نباشد، نه میتواند این شتر چموش را مهار کند و نه از سقوط خود و جامعه جلوگیری خواهد شد؛ چرا که کشیدن افسار، شتر را زخمی میکند و رها کردن آن، سقوط را به دنبال دارد.
وی با تطبیق این تشبیه بر شرایط امروز جهان، خاطرنشان کرد: بسیاری از بحرانها و مصیبتهای جهانی، نتیجه قرار گرفتن حکومت در دست انسانهایی است که از عقلانیت، تدبیر و اخلاق بهدورند.
جمعبندی و دعا
در پایان این جلسه، حجتالاسلام و المسلمین دکتر نادم با دعا برای توفیق همگان در تقوا، پرهیز از معصیت و پیروی از معارف اهلبیت علیهمالسلام، سخنان خود را به پایان رساند و حاضران با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد(ص)، جلسه را خاتمه دادند.