به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ یوسف مرادی دانشجوی دکتری تصوف و عرفان، تاریخ جهان معاصر دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «از ساحلهای مرجانی پارسیان تا خلوت حکمت ملاصدرا» آورده است:
سفر به کهک برای من که ساکن شهر پارسیان هستم؛ شهری جنوبی، آمیخته با دریا، آفتاب و ساحلهای مرجانی خلیج فارس، درست یک روز پیش از اعلام رسمی دانشگاه ادیان و مذاهب، شکل گرفت. هرچند برنامه از پیش اعلام شده بود، اما بهدلیل امتحانات پایانترم، امکان همراهی نداشتم؛ تا آنکه با پیگیری دوست فرهیخته و گرانقدرم جناب سید محمد مهدی صادقی و با تأکید ایشان با جناب فخرآذر، تماس گرفته شد و هماهنگی لازم فراهم آمد.
آغاز راه؛
صبح جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ساعت ۹ صبح، حرکتمان بهسوی کهک قم آغاز شد.
جمعی متنوع و در عین حال همدل همراه بودند:دانشجویانی از ایران، پاکستان و افغانستان، خواهران دانشجو با پوشش کامل اسلامی، اعضای هیئت علمی
دکتر محمد حسن محمدی مظفر که بسیار برام جالب بودو اساتید دانشگاه ادیان و مذاهب. ترکیبی زیبا از فرهنگها، زبانها و افقهای فکری.
بر فراز کوه؛ زیارت شهدا؛
به محض ورود به شهر کهک، نخست به زیارت شهدای گمنام بر فراز کوه رفتیم. دو شهید ۱۹ و ۲۰ساله
باد سرد و تندی میوزید و کوه، شاهد قدمهایی بود که با شعارهای انقلابی بالا میرفت. روحانی با صلابت و پرانرژی، جمع را هدایت و روحیه میداد؛ که بعدها دانستیم حجتالاسلام سجاد مهدی کرمی هستند.
پس از بیان نکاتی دربارهی شهید گمنام و قرائت سلام بر سیدالشهدا (علیهالسلام)، مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم. در دامنهٔ کوه، یکی از همراهان که سابقهٔ ورزشهای رزمی داشت، با همراهی روحانی فعال گروه، حرکات کششی انجام داد؛ لحظهای ساده اما سرشار از نشاط و همبستگی.
خانهٔ ملاصدرا؛ معماری تفکر؛
سپس راهی خانهٔ ملاصدرا شدیم؛ خانهای که حکیم بزرگ، صدرالدین محمد شیرازی، دوران تبعید و خلوت خود را در آن سپری کرده بود.
در این مکان، پرسشهای متعددی بهویژه دربارهٔ طراحی معماری خانه در ذهن دانشجویان شکل گرفت. متصدی محترم میراث فرهنگی با دقت و حوصله پاسخ میداد. در پایان، به رسم ادب و قدردانی، لوح و تمبر یادبود دانشگاه ادیان و مذاهب به ایشان، اهدا شد.
شگفتی فضا تنها در خانه خلاصه نمیشد، در کنار آن، مرکز آسیاب با طراحی ویژه برای آسیاب آرد، روغن و دیگر فرآوردهها، نشان میداد که چگونه معماری، معیشت و حکمت، در یک منظومهٔ واحد معنا مییافتهاند.
پذیرایی و حرکت بهسوی زیارت؛
پس از اندکی پیادهروی، در محوطهای باز با آشی خوشطعم و گرم که توسط جناب فخرآذر تهیه شده بود از ما پذیرایی شد. سپس با اهتزاز پرچم نظام جمهوری اسلامی ایران، مسیرمان را بهسوی زیارتگاه سیده زینب سلاماللهعلیها (کهک) ادامه دادیم.
نماز، زیارت و کلام؛
به محض ورود، مطلع شدیم یکی از اهالی همان دیار به دیار باقی شتافته است. همراه بازماندگان، به نیت ثواب در نماز میت شرکت کردیم و پس از تدفین، وارد فضای زیارت شدیم.
نماز جماعت به امامت دکتر محمد مهدی تسخیری؛
معاون ارتباطات و امور بین الملل دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد. پس از نماز، ایشان نکاتی اخلاقی و تأملبرانگیز بیان کردند.در ادامه، زیارت آل یاسین و روضه با صدای حجتالاسلام مهدی کرمی قرائت شد.
پس از آن، حجتالاسلام صبوری امام جمعهٔ محترم شهر کهک، بهموقع حضور یافتند و سخنرانیای بسیار جذاب دربارهٔ استراتژی قرآنی، استکبار، نحوهٔ مواجههٔ مؤمنین با استکبار، ولایت، امت و امامت ارائه کردند؛ مباحثی راهگشا و عمیق. در پایان، به پاس کرامت انسانی، لوح یادبودی به ایشان اهدا شد.
پیش از سخنرانی امام جمعه، متولی فرهنگی زیارتگاه ـ که همزمان ایستگاه صلواتی نیز برپا کرده بود ـ دربارهٔ فضائل و کرامات سیده زینب خاتون (سلاماللهعلیها) سخن گفت؛ از کراماتی که بسیاری از مردم از آن بهرهمند شده بودند و روایتهایی که دل را نرم میکرد.
بازگشت؛
در فضایی صمیمی، در حیاط زیارتگاه به صرف ناهار دعوت شدیم. با همکاری همهٔ همراهان، وسایل جمعآوری شد و راهی قم شدیم.
در مسیر بازگشت، پذیراییها ادامه داشت. تعدادی از دانشجویان افغانستانی در مدح امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) مولودی خواندند و سپس اشعار انقلابی با صدای جناب فخرآذرطنینانداز شد؛ صدایی که بیاختیار ما را به یاد حاج صادق آهنگران میانداخت.
سرانجام، با چهرههایی خندان و روحیهای عالی، مقابل دانشگاه پیاده شدیم و همگان از برگزارکنندگان و همراهان تشکر و قدردانی کردند.
تأمل پایانی؛
این سفر، فراتر از یک بازدید علمی یا زیارتی بود. با تأکید بر حضور فعال همهٔ دانشجویان، روشن شد که حتی با وجود سلایق فکری و فرهنگی متفاوت، میتوان در چنین فضاهایی به شناختی عمیقتر از یکدیگر رسید؛ دانشجویانی از شهرها، کشورها و رشتههای گوناگون. چهبسا همین آشناییها، زمینهساز همکاریهای علمی، پژوهشی و فرهنگی آینده شود.
ظرفیت بالای حضور دانشجویان باسواد، اهل علم و گفتوگو، امکانی ارزشمند است که میتوان با برنامهریزی دقیقتر، آن را گسترش داد و از آن برای تقویت پیوند علم، معنویت و همافزایی دانشگاهی بهره برد.