سوگوارهای برای ۲۴۲۷
۲۴۲۷ شهید وطن با خون خویش فریاد زدند که وادادگی در برابر روایتهای جعلی، راه نجات نیست بلکه چاه ویل نابودی فریبخوردگان است.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه؛ دکتر سید محمد حسینی، عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب در یادداشتی با عنوان «سوگوارهای برای ۲۴۲۷» آورده است:
در روزهایی که خیابانها به صحنهی آشوبهای طراحیشده بدل شد،۲۴۲۷ انسان البته نه برای درگیری، که برای نجات همنوع و هموطن به میدان آمدند. آنان در حالی پا به خیابان گذاشتند که سلاحشان نه گلوله بلکه خویشتنداری، عقلانیت و عشق به وطن بود. آمدند تا جمعیت در آمیخته را نه با خشونت، که با امید، متفرق کنند تا مبادا اموال و مهمتر از آن جان ایرانی (گرچه فریبخورده) در آتش هیجان ایجاد شده معاندان، بسوزد.
این شهیدان، وطنپرستانی سطحی نگر نبودند. آنان ایران را از عمق وجود میشناختند. در تاریخش، در جغرافیایش، در ریشههای تمدنی و فرهنگی و هویتیاش.
تعصبشان به وطن و همه ارزشهای آن، از جنس آگاهی بود. از جنس وظیفه شناسی و مسئولیتی تاریخی و نه هیجانی مقطعی و بیبنیان. آنان از جان خویش گذشتند تا حتی دختری معترض یا پسری هیجانزده آسیب نبیند و این اوج مظلومیت است. یعنی آنکه برای حفظ جان دیگران بایستد و خود بیدفاع بر زمین بیفتد و توسط همانی که نجاتشان را وظیفه می دانست، بسوزد. ۲۴۲۷ کشتهی (شهید) گلولهها نبودند. آنها کشتهی (شهید) روایتها بودند. روایتهایی ساختهشده در اتاقهای فکر رسانهای صهیونیستی و آمریکایی. روایتهایی که حقیقت میدان را وارونه کردند و خون مظلوم را در قاب تحریف پنهان ساختند.
2427 انسان شریف میدانستند همانانی که این جوانان را به کف خیابان کشاندند، در لحظهی خطر، از پشت به تیر نامردی نشانهشان خواهند رفت. پس ایستادند و جان خود را فدای هدایت، آرامسازی و هوشیاری جماعت به ظاهر معترض کردند.
۲۴۲۷ شهید وطن با خون خویش فریاد زدند که وادادگی در برابر روایتهای جعلی، راه نجات نیست بلکه چاه ویل نابودی فریب خوردگان است. و سرانجام آنان به ما آموختند که در بحرانهای ساختهشده توسط دشمن راه را باید با نور مفاهیم اصیل یافت: با وطنپرستی آگاهانه، با تعبد به ارزشهای دینی، با پیروی از رهبری معظم انقلاب و با وفاداری به آرمانهای شهدا.
اگر خوب درنگ کنیم خواهیم دید که آنان در صف درست تاریخ ایستادند و تاریخ دیر یا زود جای ایستادن درست را بهروشنی و به خوبی بازخواهد گفت.
و چه دردناک است پشیمانی …
ای هموطن، ای آنانی که هنوز در واژههایتان رد پای روایتهای رسانهای صهیونی دیده میشود، اندکی درنگ کنید نه از سر سرزنش، بلکه از سر هشداری که تاریخ این سرزمین، با زبانی آغشته به رنج و خون برآمده از کج فهمی ها، پیوسته تکرار کرده است.
بدانید آنچه بر ذهن شما تحمیل شد، صرفاً خشم لحظهای یا مطالبهای معیشتی نبود؛ این جنگی شناختی بود، جنگی بیصدا، بیدود، اما با هدفی دقیق…تصرف ذهن پیش از تصرف وطن…
درد نان را بهانه کردند اما امید به آینده را نشانه رفتند. از رنج معیشت گفتند، اما بذر ناامنی کاشتند. شبکه به شبکه، تصویر به تصویر، تیتر به تیتر، روایتی ساختند تا شعورمان را به بازی بگیرند،تا امید را فرسوده و اعتماد را ویران کنند.
رسانههای معاند نه برای همدلی، که برای جهتدهی ذهنی سرمایه های وطن صف کشیدند. این جماعت تا نهایت هدف خویش نا امید نخواهند شد.
دشمن، اشک را برجسته و حقیقت را در ورای آن حذف کرد و درد واقعی مردم را به ابزاری برای تحقق پروژه های بزرگ تر بدل ساخت. پروژه هایی چون بیثباتی، فرسایش نظام و تجزیهی ایران مقتدر.
ای هموطن اگر امروز هنوز بر ادبیات فریب اصرار میورزید بدانید که ناخواسته در امتداد همان مسیری قدم میزنید که به تیر از پشت انجامید. به رها کردن جوان در میدان و پناه گرفتن طراحان در اتاقهای امن.
این سوگواره نه برای خاموش کردن پرسشهاست و نه برای انکار رنجها بلکه برای بازگرداندن عقلانیت به حافظهی تاریخی و یادآوری تجربه زیسته دیگر ملتهای مورد هدف معاندان.
پرسش و مطالبه گری حق همه ماست اما تکرار روایت دشمن جز خیانت به حقیقتی که با خون ملت مظلوم (۲۴۲۷) نوشته شده نیست.
به یاد آورید که آن ۲۴۲۷ هموطن برای آن رفتند که ایران جان در سایه ارزش های الهی یکپارچه، آگاه و مقاوم بماند.
پس اگر عزادارید باید در سوگ حقیقت عزادار باشید و اگر معترضید، از مسیر آگاهی نه ابزاری برای تحقق اهداف رسانهی معاند منفعت طلب، پای حقوق شهروندی بمانید.
یادمان باشد تاریخ نه هیجان را میبخشد نه غفلت را…