به گزارش روابط عمومی دانشگاه، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه ادیان و مذاهب، چهارمین جلسه از سلسله جلسات کرسیهای علمی ترویجی با موضوع «بازخوانی زیارت اسلامی در چارچوب نظریه حرکت مقدس» با ارائه دکتر دکتر حمیده امیریزدانی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و با نقد دکتر لیلا اردبیلی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی، اجتماعی و تمدنی برگزار شد.
این نشست با هدف بازاندیشی انتقادی نظریه حرکت و بررسی امکان و حدود کاربست آن در مطالعات زیارت اسلامی شکل گرفت. در آغاز بحث، بر جایگاه میانرشتهای زیارتپژوهی تأکید شد و زیارت نه صرفاً بهعنوان کنشی آیینی یا پدیدهای مقصدمحور، بلکه بهمثابه فرایندی معرفی گردید که در جریانِ همتنیدگی بدن، فضا، زمان و معنا شکل میگیرد.
دکتر حمیده امیریزدانی در بخش تاریخی ارائه خود، سیر تحولات پارادایمی زیارتپژوهی در آکادمیای غرب را بررسی و عنوان کرد: زیارتپژوهی کلاسیک که عموماً تحت تأثیر انسانشناسی ساختارگرا و آثار ویکتور و ادیت ترنر قرار داشت، بر مفاهیمی چون آستانگی (Liminality) و جماعتوارگی (Communitas) تمرکز میکرد. با وجود تأکید بر فرایند آیینی، این رویکردها همچنان مقصدمحور باقی میماندند و کانون معنا را در «رسیدن» به مرکز مقدس جستوجو میکردند. از اواخر قرن بیستم، با ظهور نظریه حرکت (Mobility Theory) و پارادایم تحرکات نوین (New Mobilities Paradigm)، این چارچوبها به چالش کشیده شدند و توجه تحلیلی از سکون فضایی به حرکت، از ساختارهای تثبیتشده به پویاییهای کنش دینی، و از متن به تجربه زیسته معطوف گردید.
عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب با اتکا به آثار اید و کلمن، استدلال کرد: قدوسیت (Sacredness) کیفیتی ایستا و ازپیشموجود نیست، بلکه دستاوردی فرایندی است که در پیوند میان بدنهای در حال حرکت، اشیای مقدس، روایتهای آیینی و روابط اجتماعی شکل میگیرد. در این چارچوب، مفهوم Sacred Mobility یا «قدوسیت متحرک» امکان تحلیل زیارتهای مسیرمحور، همچون پیادهروی اربعین، را فراهم میسازد؛ زیارتهایی که در آنها معنا نه در یک نقطه نهایی، بلکه در امتداد مسیر و از خلال حرکت جمعی، بدنمندی و مشارکت تدریجی زائران تولید میشود.
وی در ادامه به رویکردهای انسانشناسی بدن و انسانشناسی حسی (Sensory Anthropology) اشاره و بیان کرد: بر اساس این رویکردها، تجربه زیارت اساساً فرایندی بدنمند و چندحسی است که از طریق ریتم گامها، خستگی بدن، تکرار حرکات، صداهای جمعی، مناظر مسیر و درگیری مداوم حواس با فضا شکل میگیرد. در چنین تحلیلی، معنا نه صرفاً از طریق نمادها و متون، بلکه در سطحی زیسته و بدنمند پدید میآید؛ بهگونهای که معنا فقط «فهمیده» نمیشود، بلکه در بدن زائر تجربه و حمل میگردد.
دکتر حمیده امیریزدانی ضمن اشاره به محدودیتهای مفهومی نظریه حرکت در مواجهه با زیارت اسلامی تأکید کرد: برخلاف بسیاری از خوانشهای آنگلوساکسون، در سنت اسلامی «حرکت» هرگز منشأ خودبسنده معنا نیست، بلکه همواره ذیل نیت، امر الهی و تاریخ مقدس معنا مییابد. الگوی قرآنی حرکت، در مفاهیمی چون سعی، سیر و هجرت، همواره غایتمند است و حرکت را بهمثابه کنشی جهتدار و متعهدانه میفهمد. با نگاه موجود، مناسکی مانند حج نیز نمونهای کلاسیک از «مهار آیینی حرکت» به شمار میآیند؛ جایی که ترتیب اعمال، زمانبندی دقیق، جهت حرکت و حتی پوشش بدن، نشان میدهد که بدن زائر در شبکهای از قیود شرعی و معنایی عمل میکند. در این چارچوب، این بدنها نیستند که زمان و مکان قدسی را با حرکت خود تولید میکنند، بلکه بدن و حرکت باید خود را با زمان و مکان ازپیشقدسیشده منطبق سازند.از این منظر، نظریه حرکت غربی غالباً از تمایز اساسی میان «حرکت بهمثابه تجربه» (Movement as Experience) و «حرکت بهمثابه تعهد» (Movement as Obligation) غفلت میکند؛ در حالیکه زیارت اسلامی، بهویژه در سنت شیعی، بیش از آنکه بر تجربه فردی تأکید کند، بر تعهد الهیاتی–تاریخی حرکت تکیه دارد.
در ادامه این نشست دکتر لیلا اردبیلی در بخش نقد، بر ضرورت تحلیل همزمان بدن، معنا و تعهد در زیارت اسلامی تأکید کرد. او خاطرنشان کرد که زیارت اسلامی قابلیت خوانش از منظر الگوهای حرکتی متنوع، از جمله حرکت خطی، مدور و پاندولی را دارد و هر تحلیل نظری باید وجوه تعهدی و تفسیری حرکت را بهطور توأمان لحاظ کند.
در جمعبندی، دکتر کرمیپور، دبیر این نشست، تصریح کرد که فهم زیارت اسلامی نه در تقلیل آن به سکون و مقصدمحوری، و نه در فروکاستن آن به صرف پویایی و حرکت ممکن است؛ بلکه باید آن را در تنش خلاق میان فرایند و ساختار، تجربه بدنمند و تعهد دینی، و حرکت و زمان مقدس تحلیل کرد.
نشست بازخوانی زیارت اسلامی در چارچوب نظریه حرکت مقدس با پرسش و پاسخ پایانی و گفتوگو درباره نسبت «زیارت» و «حرکت» در سنت دینی اسلامی به پایان رسید.