درآمدی بر مناسبات تشیع با تصوف و عرفان اسلامی

16,000,000 ریال

مناسبات جمع مناسبت وبه معنی موافقت، داد وستد ،پیوند ، پیوستگی  و ارتباط است که ممکن است میان دوچیز یا چند چیز؛ بین دو دین، دو مذهب دو علم یا دو نظریه، باشد.. ودر هریک از این موارد می توان از انواع ارتباط، ابعاد ارتباط و میزان ارتباط ونیز آثار و پیامدهای هریک از این پیوستگی ها سخن گفت..بحث از رابطه و پیوند علوم هرچند از مباحث جدید است اما از مباحث بسیار مهم، بویژه در حوزه علوم انسانی و از جمله علوم اسلامی است. مناسبات کلام و تاریخ، فقه و اخلاق، عرفان و فلسفه، اسلام و مسیحیت، یا سنی و شیعه و.. چنان که هریک و مناسبات تشیع و تصوف نیز از آن جمله است. به این بیان که این دو مکتب اصولا پیوندی دارند یا خیر و اگر جواب مثبت است چگونه و در چه حوزه ها و محورهایی است

پوشیده نیست که در این خصوص در میان مسلمانان اعم از سنی و شیعه در باره اصل رابطه و نیز کم و کیف آن اختلاف نظرهایی وجود دارد رویکرد عالمان شیعه  به اصل تصوف ونیز رابطه اش با تشیع  از صدر اسلام تاکنون در چهار گروه قابل بازنمایی است:

 1. عالمان ساکت یا بدون موضع روشن که یا تصوف برای آنها مساله ای نبوده است ویا در در وادی مثبت و منفی نتوانستند غث و سمین – نیک و بد را جدا و به قضاوت برسند.

2. عالمان ناقد و دارای موضع مخالف که به نقد تند و مخالفت جدی و برخورد شدید با هر نوع عرفان و تصوف پرداخته اندو در نتیجه نه تنها هیچ رابطه ای بین تشیع و تصوف قائل نشده اند که این دو را نقطه مقابل هم تلقی کرده اند؛

3. عالمان موافق و منتقد که ضمن انتقاد از تصوف بازارى- مستصوف- کوشیده اند تا عرفان ناب و تصوف حقیقى را حفظ کرده، در استمرار آن بکوشند و در نتیجه  در ابعاد نظری و عملی و در بسیاری اصول و فروع پیوند میان تشیع و تصوف را تبیین و برخی لغزش ها در این خصوص را نیزمتذکر شده اند.

4. عالمان مشتاق و مشوق که نه تنها نسبت به تصوف و عرفان موضع مثبت داشته اند که عرفان و تصوف را گوهر و جوهر اسلام دانسته اند و در نتیجه نه تنها به پیوند تشیع با تصوف به دیده قبول و تأیید نگریسته ، بلکه با قلم و قدم و در شدت و ضعف به ترویج آن پرداخته اند.

به نظر می رسد، بعد از دوره اهل بیت (ع) در کنار ابن فهد حلّى، شهید اول ، سید بن طاووس، شیخ بهایى ،محمد تقى مجلسى، میرداماد، ملاصدرا، فیض کاشانى ، فیاض لا،هیجى، سید محمد قطب الدین حسینی نیریزى،محمد بیدآباد،ملاعلی نوری مازندرانی،ملا عبدالله زنوزی ،حاجی ملاهادی ،سید علی آقای  شوشتری ،ملا حسینقلی همدانی،سید احمد کربلایی ،شیخ محمد بهاری همدانی ،سید علی قاضی طباطبایی  وتا دوره معاصر: محمد حسین طباطبائی، امام خمینی، حسن حسن زاده آملی،محمد تقی جعفری، عبد الله  جوادی آملی و بسیاری دیگر که حد اقل در گروه سوم وبعضا در گروه اخیر اند؛ سید حیدر آملی دانشمند شیعىِ قرن هشتم را باید یک شگفتی بزرگ و یک نقطه عطف در میان طبقه چهارم  دانست .چه؛ سید حیدر در همه آثارش  به ویژه در اثر عظیم خود، جامع‌الاسرار و منبع ‌الانوار، تلاش کم نظیری را بانجام رسانید تا نشان دهد که صوفى حقیقى همان شیعه و شیعه حقیقى همان صوفى است و بدین ترتیب بطور آشکار و مبتنی بر دلایل، شواهد و قرائن، منادى وحدت جوهرى تشیع وتصوف ویکسانی شیعه واقعی و صوفی حقیقی شد. کوششی که به نظر می رسد می توانست راهبرد تشیع در همه دورانها و پیش کش بی بدیل  این مکتب برای امروز ما و جهان پیرامونی مان باشد، اما به هر دلیل آنگونه که باید این اقدام مورد توجه قرار نگرفت .

نویسنده

امیر جوان آراسته, محمد نصیری, مصطفی فرهودی

تعداد صفحات

484

نوع جلد

گالینگور

نوبت چاپ

چاپ اول

وضعیت نشر

تازه های نشر

سال نشر

1405

20 in stock