دانشگاه ادیان و مذاهب
  ورود به سامانه
نام کاربری
 
وب سایت دانشگاه
سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
پست الکترونیک
کلمه عبور
AR EN FA
 
آخرین مطالب
اطلاعیه مهم دانشگاه ادیان و مذاهب:
تغییر و تعویق زمان برگزاری بسندگی عربی (اشتمال)
با حضور استادان دانشگاه ادیان و مذاهب
گزارشی از دوره آشنایی با ادیان
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی جعفرطیاری قائم‌مقام ریاست دانشگاه:
شیعه و سنی باید به سمت تأسیس تمدن نوین اسلامی حرکت کنند
جلسه دفاع از پایان‌نامه کارشناسی ارشد برگزار شد:
عفو از منظر اخلاق اسلامی

«هلال شیعی»، واقعیت یا توهم رقبا

 
تاریخ انتشار: 1394/07/01    

«هلال شیعی»، واقعیت یا توهم رقبا

نگرانی نسبت به ایران و متحدان ایران مربوط به قبل از سقوط صدام است. هرچند در آن زمان عنوان «هلال شیعی» شناخته شده نبود. اما با تعابیر مختلفی به آن اشاره می‌شد.

طرح هلال شیعی از چه زمانی و چگونه مطرح شد؟ این هلال چه مناطقی را در بر می‌گیرد؟

نگرانی نسبت به ایران و متحدان ایران مربوط به قبل از سقوط صدام است. هرچند در آن زمان عنوان «هلال شیعی» شناخته شده نبود. اما با تعابیر مختلفی به آن اشاره می‌شد . به‌عنوان مثال حسنی‌مبارک، در زمان خود بارها تکرار میکرد: "شیعیان در هر نقطه‌ای که هستند بیش‌ از آنکه به‌ کشور خودشان و جایی که شهروند آن هستند دلبسته باشند، به ایران دلبسته هستند." لذا موضوع ایران و متحدان ایران، مربوط به قبل از سقوط صدام است اما زمانی که صدام سقوط کرد که البته علیرغم میل عموم کشورهای عربی بود، با توجه به ذهنیت موجود در کشورهای عرب منطقه، این نگرانی در آنها ایجاد شد که ایران تبدیل به یک قدرت بزرگ شده است. اما تعبیر هلال شیعی را نخستین بار ملک عبدالله، پادشاه اردن مطرح کرد و پس از آن، دیگران هم به‌طور مکرر از آن استفاده کردند و هنوز هم این تعبیر دستمایه آنها است. اصولاً عموم اعراب منطقه به دلائل فراوانی با ما مشکل دارند که در هر مرحله به شکلی ظاهر می­شود.

چرا بحث هلال شیعی پس‌از بحران بحرین شدت گرفت؟

این جریان دو علت دارد. نخست اینکه، مطرح کنندگان بحث هلال شیعی می‌خواستند هم افکار عمومی جهان مسلمان و هم افکار جهان عرب غیر شیعه را نسبت به ایران تحریک کنند. دوم اینکه، مطالبات مردم بحرین را که مطالبات آزادیخواهانه و در راستای حقوق طبیعی شان بود، یک جنبش و مبارزه طایفه‌ای و مذهبی جلوه دهند و بگویند هدف این جنبش در درجه اول کسب قدرت است. آنها جنبش بحرین را متهم می‌کردند که به دلیل سنی بودن نظام حاکم، اعتراض و مبارزه می‌کند و نه به علت اینکه نظام حاکم ظالم و فاسد است. این در حالی است که در ابتدای حرکت مردمی بحرین تعداد قابل توجهی از اهل سنت بحرین هم که مورد ظلم و تعدی بودند، همراه این جنبش بودند. مطرح کنندگان بحث هلال‌شیعی به این وسیله می‌خواستند این جنبش را خلع سلاح کنند. عمدتاً شیخ‌نشینان خلیج‌فارس بر طبل هلال‌ شیعی می‌کوبیدند از نظر آنها این به تثبیت موقعیت رژیم بحرین کمک میکرد که کمک هم کرد. آنها احساس کردند برای دفاع از خود و استحکام بخشیدن به قدرت خود می­باید جنبش بحرین را منزوی کنند.  بهترین شیوه برای شکست دادن جنبش بحرین نیز این بود که بگویند مطالبات آنها مذهبی و طایفه‌ای است. به‌همین منظور یک سلسله تبلیغات رسانه‌ای به راه انداختند که از جمله آنها مسأله هلال شیعی بود، با این هدف که همگان را از قدرت گرفتن ایران و متحدانش بترسانند.

هلال شیعی به تعبیر مطرح‌کنندگان آن، عراق، سوریه، لبنان و ایران را در بر می‌گیرد، اما وقتی به این کشورها و فضای حاکم بر آنها نگاه می‌کنیم، تفاوت‌های مذهبی و سیاسی قابل توجهی با هم دارند. با این شرایط آیا هلال شیعی به معنای واقعی کلمه وجود دارد؟

شیعیان عراق و بحرین و منطقه شرقیه عربستان واقعاً شیعه و شیعه اثنی­عشری هستند اما شیعیان سوریه اکثراً علوی هستند و هیچگاه حتی از نظر اهل سنت سوریه شیعه تلقی نمی­شدند، اما در شرایط آشفته منطقه‌ای موجود هر کسی را که غیر‌سنی بود، شیعه قلمداد کردند. در حالی که در گذشته چنین نبود. حرف شما هم درست است، واقعیت این است که شیعیان عراق، ایران، سوریه و... در موقعیت‌های مختلفی هستند و با مسائل متفاوتی مواجه هستند و سیاست‌های کم و بیش متفاوتی هم دارند، اگرچه ممکن است در برخی مسائل دیدگاه‌های مشترکی داشته باشند، لذا هلال شیعی مبتنی بر واقعیت نیست بلکه یک ابزار تبلیغی برای رسیدن به یک سلسله اهداف از پیش تعیین شده است که پیشتر به برخی از آنها اشاره کردم.

گفته می‌شود هلال شیعی بیش از آنکه یک طرح مذهبی باشد، یک طرح سیاسی است. رقابت‌های سیاسی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هم که اکنون وجود دارد، تا چه حد بر طرح این ادعاها تأثیر داشته است؟

کلاً طرح هلال شیعی یک طرح سیاسی است و برای نیل به اهداف سیاسی از ابزارها و وسایل مذهبی استفاده می‌کند.

اهداف پشت پرده این شیعه‌هراسی که در یک دهه اخیر در منطقه به راه افتاده، چیست؟

خوب، این بحث بسیار مفصل است. قسمت‌هایی از این اهداف نیز ریشه منطقه‌ای ندارد و مربوط به قدرت‌های بزرگ است که مایلند در منطقه باشند و منطقه نا‌آرام باشد و بیشترین کمک و خدمت را به رژیم اسرائیل داشته باشند. به طور خلاصه منطقه ما از مشکلات بسیاری رنج می‌برد که بخش قابل توجهی از آن ریشه داخلی دارد، اما بخش مهمی از آن هم به دلیل سیاست‌های خارجی فرامنطقه‌ای است که می‌خواهد منطقه این‌گونه باشد.

سیاست‌های فرامنطقه‌ای بیشتر مبتنی بر اسلام‌هراسی است و به نظر می‌رسد شیعه‌هراسی بیشتر ریشه منطقه‌ای داشته باشد. نظر شما چیست؟

همان‌طور که گفتم، بخشی از مشکلات منطقه ریشه داخلی دارد به این معنا که رژیم‌های دامن‌زننده به شیعه‌هراسی مطمئناً منافع خود را دنبال می‌کنند اما برای بیگانگان هم که در این منطقه نفوذ دارند، نا‌آرام، آشفته و شکننده بودن منطقه مطلوب است. لذا از هر عاملی که این شکنندگی و بدبینی را بیشتر کند و بتواند به رژیم اسرائیل کمک کند، حمایت می‌کنند و شیعه‌هراسی و اسلام‌هراسی برای آنها تفاوتی نمی‌کند. نمی‌توان گفت که یک سیاست اسلام‌هراسی و یک سیاست شیعه‌هراسی وجود دارد بلکه واقعیت این ا ست که یک سیاست کلی برای نا‌آرام کردن مداوم در منطقه وجود دارد. براساس این سیاست، قدرت‌های فرامنطقه‌ای مایلند منطقه هر چه بیشتر با مشکلات خودش درگیر باشد تا آنها هم بتوانند هر چه بیشتر سلاح‌های خود را بفروشند و منابع منطقه را به نفع خود مصادره کنند. آنها در این راه از هر ابزاری که به این سیاست کمک کند، اعم از شیعه هراسی و اسلام هراسی استفاده می‌کنند. این همان تئوری «آشوب­های خلاق» است که پس از 11 سپتامبر توسط خانم رایس، وزیر خارجه اسبق آمریکا بیان شد.

شکل‌گیری پدیده داعش که گفته می‌شود حامیان اصلی آن عربستان سعودی، قطر و برخی کشورهای منطقه هستند، به نظر می‌رسد در راستای مبارزه با هلال شیعی است، تحلیل شما در این باره چیست؟

پیدایش داعش دلائل و منطق تحولی خاص خود را دارد و البته کشورهای یادشده به تولد و رشد آن کمک کرده­اند و نه به اصل پدیداری آن. البته یکی از مهم‌ترین اهداف گروه‌های تکفیری مقابله با شیعیان است، این حرف درستی است. از ابتدا هم تکفیری‌ها با تخریب مکان‌های مقدس شیعیان و کشتار وسیع آن­ها، آشکارا دشمنی با شیعه را نشان دادند و اگر بتوانند باز هم این کار را می‌کنند. بنابراین یکی از اهداف داعش و دیگر گروه‌های تکفیری مبارزه تمام عیار با شیعیان است. اما کسانی که از آنها حمایت مستقیم یا غیرمستقیم می‌کنند، اهداف بسیار متفاوتی را که بعضاً برخی از آنها با هم در تعارض است، دنبال می‌کنند.

آیا دغدغه هلال شیعی آنقدر که برای کشورهای منطقه مهم است، مورد توجه غرب و به طور ویژه امریکا هم هست؟ اگر چنین است، دغدغه‌های استراتژیک امریکا درباره شیعیان خاورمیانه چیست؟

غرب و  امریکا از هر عاملی که به سیاست‌های کلی آنها در منطقه کمک کند، حمایت می‌کنند. امریکایی‌ها تا قبل از سقوط شوروی سیاست خاورمیانه‌ای دیگری داشتند. اما بعد از سقوط شوروی تغییراتی در این سیاست به وجود آوردند. حتی پس از 11 سپتامبر هم سیاست خاورمیانه‌ای امریکا تغییر کرد. آنها سیاست مدرن کردن نظام‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی منطقه را پس از 11 سپتامبر در پیش گرفتند و در همان مسیر هم تا مدت‌های زیادی حرکت می‌کردند و بر همین اساس فشار زیادی بر رژیم‌های سنتی‌تر بویژه عربستان سعودی و سایر شیخ‌نشین‌ها وارد کردند. اما پس از تحولات بهار عربی این سیاست‌ها دیگر مبهم و بلکه روزمره است. البته در رأس سیاست‌های امروزی امریکا حمایت از اسرائیل، تقویت این رژیم به عناوین مختلف، مصون کردن آن، تضعیف ایران و متحدانش، کمتر کردن نفوذ روسیه به عنوان رقیب اصلی امریکا در منطقه و دامن زدن به مشکلات منطقه‌ای با هدف فروش اسلحه و پایین نگه داشتن قیمت نفت است. امریکا از گذشته‌های دور تاکنون سیاست‌های مختلفی در قبال منطقه خاورمیانه داشته اما بعضی از این سیاست‌ها همواره ثابت بوده‌اند.

برخی همچون سردار قاسم سلیمانی هلال شیعی را بیشتر یک هلال اقتصادی می‌دانند تا سیاسی. آیا شما معتقد نیستید هلال شیعی یک هلال اقتصادی است و نه سیاسی؟

نظریه ایشان را نمی­دانم اما این هست که منابع اصلی نفت در منطقه ما در نقاط شیعه­نشین واقع است. به جز ایران برای اولین بار نفت در بحرین کشف شد که اکثریت­اش شیعیان هستند. منابع غنی نفت در عربستان و عراق در منطقه شرقیه و جنوب عراق قرار دارد که هر دو مناطقی شیعه­نشین است. در کویت هم اقلیت بزرگ شیعه قرار دارد. این به این معنی است که عمده منابع نفتی در حوزه­های شیعه­نشین قرار دارد. و این یکی از مهمترین دغدغه­های امریکایی­ها پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بود، احساس می­کردند ایران با روش­های مختلف و با کمک متحدانش می­تواند مشکلاتی در زمینه استخراج و صدور نفت ایجاد کند و برخی از اقدامات آنها در آن ایام جهت مقابله با همین تهدید بود.

«بد نیست خاطره­ای هم در مورد ایشان نقل کنم. در پائیز گذشته کنفرانس کوچکی در مورد مسائل خاورمیانه در رم برگزار شد که شرکت داشتم. در سر میز ناهار یکی از دیپلمات­های ایتالیایی که از دوستان من هم هست و هم­اکنون سفیر کشورش در یکی از کشورهای منطقه است خاطره­ای را برای جمع گفت بدین گونه که پیترائوس فرمانده اسبق نیروهای آمریکایی در عراق چند سال پیشتر با تعدادی از نظامیان آمریکایی با برلوسکونی، نخست وزیر اسبق ایتالیا، ملاقاتی داشت. قبل از آغاز مذاکرات پرسید شما قاسم سلیمانی را می­شناسید، برلوسکونی از وزیر دفاعش می­پرسد و وزیر از دیگران تا نوبت به دیپلمات یادشده می­رسد و می­گوید آری می­شناسم.

پیترائوس می­گوید این باید شخص مهمی باشد. پس از آنکه به این سمت برداشته شدم او پیامکی به تلفن دستی خصوصی من فرستاد و در آن آمده بود که با توجه به سمت جدیدتان مایلم بگویم که من هم در این منطقه هستم و پرونده کشورهایی که ایشان نام می­برد، در اختیار من است.

 در تقابل با مسأله هلال شیعی بحث ژئوپلتیک شیعه مطرح است، لطفاً بفرمایید تفاوت‌های هلال شیعی و ژئوپلتیک شیعه در چیست؟

هلال شیعی چنان که گفتم یک بیان تبلیغاتی است علیه ایران و قدرت گرفتن ایران که با هدف ترساندن از ایران و ایجاد سوءظن علیه او انجام می‌شود اما ژئوپولیتیک تشیع یک واقعیت است. اینکه این ژئوپولیتیک چیست و ابعادش کدام است بحث بسیار مفصلی است و نمی‌توان در چند جمله توضیح داد.

آیا نقدی که بر هلال شیعی مبنی بر یک سیاست تفرقه‌افکنانه مطرح است بر ژئوپلتیک شیعه هم وارد است؟

خیر. ژئوپلتیک شیعه یک واقعیت است و گرانیگاه و مرکز ثقل آن ایران است. ایران مرکز ژئوپلتیک شیعه است و این به آن معنا نیست که ایران خواسته چنین باشد بلکه به طور طبیعی ایران به مرکزیت این ژئوپلتیک تبدیل شده و اراده ایران چندان در این مسأله دخیل نبوده است. شرایط به گونه‌ای پیش رفته است که ایران به دلیل قدرت بودن در منطقه تبدیل به مرکز ثقل این ژئوپولیتیک شده است. همانطور که می‌دانید ژئوپولیتیک بدون قدرت معنا ندارد و از آنجا که منطقه قطبی شده است و ایران هم دارای قدرت است به طور طبیعی چه بخواهد و چه نخواهد به ثقل ژئوپولیتیک تشیع تبدیل شده است.

به عنوان مثال، در اواخر قرن نوزدهم روس‌ها به گرانیگاه کلیساهای ارتدوکس تبدیل شده بودند و تزارها هم مایل بودند بر روی کلیساهای ارتدوکس، هم در شرق اروپا و هم در منطقه خاورمیانه، نفوذ داشته باشند. این مرکزیت ناشی از اراده و سیاست روسیه تزاری بود، اگرچه عموم ارتدوکس­ها هم به دلائلی از آن حمایت می­کردند و بلکه بدان نیاز داشتند، خصوصاً آنها که ریشه اسلاوی داشتند. اما ایران طی تحولاتی که رخ داد به طور طبیعی به مرکز ژئوپولیتیک شیعه تبدیل شد. نه تنها از منظر کشورهای منطقه، بلکه در جهان امروز عموماً این نکته را پذیرفته­اند و اصولاً ایران امروز و خصوصاً پس از ورود داعش به عراق این گونه دیده و ارزیابی می­شود.

منتشر شده در روزنامه ایران


برچسب ها : محمد مسجدجامعی, هلال شیعی, ژئوپلتیک شیعه

نظرات
نام *
پست الکترونیک *
متن *

دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده مجازی

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه اتوماسیون اداری
پست الکترونیک
جستجو در کتابخانه
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز