دانشگاه ادیان و مذاهب
  ورود به سامانه
نام کاربری
 
وب سایت دانشگاه
سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
پست الکترونیک
کلمه عبور
AR EN FA
 
آخرین مطالب
اطلاعیه مهم دانشگاه ادیان و مذاهب:
تغییر و تعویق زمان برگزاری بسندگی عربی (اشتمال)
با حضور استادان دانشگاه ادیان و مذاهب
گزارشی از دوره آشنایی با ادیان
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر مصطفی جعفرطیاری قائم‌مقام ریاست دانشگاه:
شیعه و سنی باید به سمت تأسیس تمدن نوین اسلامی حرکت کنند
جلسه دفاع از پایان‌نامه کارشناسی ارشد برگزار شد:
عفو از منظر اخلاق اسلامی
 
تاریخ انتشار: 1393/12/26    

تا راه گم نشود

مسئله این بود که در آن کشاکش حق اگر نمی‌تواند بر مسند بنشیند، اما در اذهان مردم آن زمان و نسل‌های آینده گم نشود. با توجه به شرائط آن هنگام حتی افراد عادی هم درمی‌یافتند که اوضاع را نمی‌توان تغییر داد و اصرار در این راه به هرج و مرج و فروپاشی جامعه نوپای اسلامی می‌انجامد.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر محمد مسجدجامعی در نوشتاری با عنوان «تا راه گم نشود» آورده است:


1. پیروزی غیرمنتظره مسلمانان در جنگ احزاب مهمترین حادثه‌ای بود که به تثبیت موقعیت اسلام و مسلمانان انجامید. این جریان به احتمال فراوان بیشتر مخالفان را تحت تأثیر قرار داد تا مسلمانان را؛ بدین معنی که آنان دریافتند آیین جدید باثبات‌تر و نیرومندتر از آن است که با تمهیداتی چون ائتلاف نیروهای مخالف و لشکرکشی از پای درآید. حال آنکه عموم مسلمانان آن را جنگی همچون کارزارهای دیگر تلقی کردند و کمتر به بازتاب آن در نزد مشرکان و مخالفان اندیشیدند.

بیشترین تأثیر بر روی قریشیان و اهالی مکه بود و همین جریان بود که دو سال بعد به فتح بدون خونریزی این شهر انجامید. شهری که قلب دینی و سیاسی و اقتصادی تمامی جزیره‌العرب بود. با فتح مکه عملاً تمامی جزیره‌العرب فتح گردید، اگرچه به زیرسیطره در آمدن بخشها و قبائل مختلف محتاج زمان، کوتاه بود، اما کم و بیش معلوم بود که مقاومت قبائل پراکنده این بزرگترین شبه‌جزیره در نهایت به سردی می‌گراید و اینان همچون دیگران آیین جدید را خواهند پذیرفت و قادر نخواهند بود در برابرش بایستند و یا احیاناً آن را شکست دهند. از این زاویه گشایش مکه نقطه عطف بزرگ اسلام ایام نخستین بود. اسلام به عنوان مجموعه‌ای دینی و مرکب از دستورات مختلف عبادی و حقوقی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی در این سرزمین گسترش و جریان یافت؛ اما طبیعی بود که نتواند تمامی ارکان و عناصر موجود را تغییر دهد و به شکل خود درآورد.

2. ساکنان جزیره‌العرب عمدتاً اعرابی بودند که در چارچوب قبیله خود زندگی می‌کردند و در همین چارچوب تربیت، شخصیت و هویت می‌یافتند. اما نکته مهمتر قفری زمین و خشونت طبیعت و کمی آب و آبادانی و نعمت بود. این ویژگی مانع از آن بود که افراد معیشتی معمول داشته باشند، آنچنانکه در سرزمینهای آبادتر آن دوران وجود داشت. مجبور بودند برای حفظ خود به قبیله وابسته باشند؛ چراکه به جز این امکان تهیه حداقل خوراک، و نیز امنیت وجود نداشت. مضافاً که این جبر جغرافیایی و زیست‌محیطی زد و خوردهای بی‌پایان قبائل را موجب شده بود. جنگ برای یافتن چراگاه و یا دست یافتن به آذوقه. این جنگ بی‌پایان بر سر غذا، در طول زمان فرهنگ خاص قبیله‌ای را موجب شده بود که در رأس آن عصبیت و تعصب و خشونت طبع و فرار از مدنیت و لوازم مدنیت بود؛ چرا که ان را مخالف آداب و رسوم و نیز حریت و آزادی می‌دانست.

در اینجا سلول اجتماعی نه «فرد»، بلکه «قبیله» بود. قبیله در کلیتش، که صرفاً مرکب از افراد نبود، رسوم و سنتها و اخلاق و منش و تعصب‌های خاص خود را داشت. در سالهای آخر عمر پیامبر(ص) گروه فراوانی از این نوع افراد و قبائل به اسلام گرویدند و کیفیت برخوردشان با حضرت با توجه به همین خصوصیات بود که داستانهایش هم در آیات نازل شده در آن ایام منعکس است و هم در سیره و احادیث.

3. آنچه گفتیم، نسبت به قاطبه ساکنان جزیره‌العرب بود که عموماً در صحاری خشک و بی‌فریاد زندگی می‌کردند؛ اما مکیان و در رأس آنان قریشیان چنین نبودند. به دلیل سوابق دینی و تاریخی و وجود خانه کعبه و مرکزیت اقتصادی و ادبی و به عنوانی سیاسی و ارتباطات به تعبیر امروز بین‌المللی، اوضاع و احوال اجتماعی و فرهنگی ساکنان این شهر متفاوت بود با سایر مناطق شبه‌جزیره. مضافاً که اینان نسبت به بدویان نوعی ریاست داشتند و آنان هم این ریاست را پذیرفته بودند. این مجموعه شرایط موجب شده بود که کم و کیف مقابله اینان با پیامبر، متفاوت باشد با اعراب دیگر. از نظر آنان اسلام منافع اقتصادی و سروری سیاسی و اجتماعی‌شان را تهدید می‌کرد، و نیز فرهنگ و آداب و رسومی که تأمین‌کننده و تضمین‌کننده این سیادت و سروری بود.

4. در نخستین ایام پس از فتح مکه، مکیان که تحت تأثیر قدرت و شوکت سپاه مسلمانان و نیز بزرگواری و سماحت پیامبر قرار گرفته بودند، با سکوت نظاره‌گر حوادث بودند. اگرچه بعضاً علائمی از تمایل به دگرگون شدن اوضاع را نشان می‌دادند. معروف چنین است که در جریان جنگ حنین لشکر مسلمانان از هم گسیخت و اکثریت آنان به سرعت فرار کردند. در چنین حالتی ابوسفیان با خوشحالی و طعنه گفت: «آنچنان می‌گریزند که چیزی جز دریا نمی‌تواند آنان را از فرار بازدارد»؛ اما پس از پایان همین جنگ، هنگامی که پیامبر سهم بزرگی از غنائم بدانها داد، ضمن ابراز حمایت و خوشوقتی، دریافتند که وضعیت به عقب بازنخواهد گشت.

نتیجه آن شد که بکوشند تا با پذیرش وضع موجود با تکیه بر مکّی و قریشی بودن پیامبر، منزلتی همچون سابق، اگرچه در سایه اسلام، برای خود کسب کنند و عملاً نیز چنین کردند. مهم این بود که در این کشاکش بدویان را نیز قانع کرده و به خود جلب کردند. با توجه به ویژگیها و شباهتهای این دو، این جریان امکان‌پذیر بود.

5. پیامبر(ص) در پایان عمر با مشکلات فراوانی مواجه بود. مشکلاتی که کلاً داخلی بود. نفوذ حضرتش کاهش می‌یافت و دیگر همچون گذشته به او گوش فرا نمی‌دادند. در رأس این مشکلات، مسئله جانشینی بود. دیگر ممکن نبود ـ به عکس گذشته ـ با صراحت در این مورد سخن بگوید و فرد شایسته را معرفی کند و لذا مجبور بود با کنایه و غیرمستقیم پیام را منتقل فرماید؛ اما در اینجا هم حساسیت وجود داشت و به طور مستقیم و یا غیرمستقیم اعتراض می‌کردند. معترضان اصلی قریشیان بودند، اگرچه بعضاً این اعتراض از جانب بدویانی هم بود که اصولاً قواعدی جز قواعد قبیله‌ای و صحرایی خود را برنمی‌تافتند. اما به دلائل مختلفی مواضعشان به قریشیان نزدیکتر بود.

6. پیامبر(ص) در اواخر عمر شریفش شاهد این همه بود. سخنانی که از ایشان به هنگام رفتن به بقیع نقل شده، خود حاکی از این آزردگی همراه با نگرانی بود. عملاً در آخرین لحظات هنگامی که خواستار نوشتن وصیت شد، مورد مخالفت و بلکه اهانت قرار گرفت. در نتیجه آزرده‌خاطر زندگی را بدرود گفت و به حق پیوست.

دلائل فراوان و پیچیده‌ای برای این مخالفت وجود داشت. برخی به مفهوم و ضوابط جانشینی ـ آن گونه که پیامبر(ص) بیان می‌فرمود ـ بازمی‌گشت و برخی به مصداق آن که علی ابن ابی‌طالب(ع) باشد. مخصوصاً که این برای نخستین بار بود که قدرتی مرکزی در قلمرو وسیع عربستان تشکیل می‌شد و لذا هیچ سنّت و سابقه‌ای برای جانشینیِ رهبری این‌گونه، وجود نداشت. هر فرد و گروهی آن را به نوعی می‌خواست.

در چنین شرایطی پیامبر(ص) رحلت فرمود و مسئله جانشینی حضرت به مهمترین مسئله آن هنگام بدل شد. عملاً سه گروه در صحنه بودند: مهاجران که قریشیان مدینه آنان را نمایندگی می‌کردند، انصار که ساکنان اصلی مدینه بودند و گروهی که بنا به وصیت پیامبر، در کنار علی قرار داشتند.

انصار فاقد انسجام کافی بودند. مضافاً که بدویان بنا به سوابق تاریخی در کنار مکیان و قریشیان بودند و رهبری انصار را برنمی‌تافتند و لذا به سرعت از میدان رقابت رانده شدند و عملاً سکوت اختیار کردند. و لذا آنچه در صحنه باقی ماند، مکیان مقیم مدینه بودند و هواداران علی(ع). اوضاع و احوال به گونه‌ای بود که گروه اخیر در اقلیت و بلکه در اقلیت مطلق بودند. مشکل آنان همان مشکل پیامبر بود و نه آنکه به گونه ای ناگهانی و پس از رحلت، پدید آمده باشد. اینان و در رأس آنان امام و همسرشان بر وصیت‌های پیامبر تأکید می‌کردند و طرف مقابل بر به رسمیت شناختن جانشین انتخاب شده.

7. موقعیتی حساس و شکننده پدید آمده بود. دو طرف از روشهای یکسانی برای رقابت با یکدیگر استفاده نمی‌کردند. طرف نخست خواهان قبضه قدرت بود و امام و هوادارانش ملاحظات فراوانی داشتند. هدف، پیروزی در این رقابت و با هر قیمتی نبود و لذا امام به ابوسفیان پاسخ منفی داد به هنگامی که گفت: «اگر بخواهی، کوچه‌های مدینه را از لشکریانی که به حمایت از تو برخواهند خاست، انباشته می‌کنم»؛ چرا که می‌دانست این در نهایت نه کمک به حق، بلکه نوعی فرصت‌طلبی است. مسئله این بود که در آن کشاکش حق اگر نمی‌تواند بر مسند بنشیند، اما در اذهان مردم آن زمان و نسلهای آینده گم نشود. با توجه به شرائط آن هنگام حتی افراد عادی هم درمی‌یافتند که اوضاع را نمی‌توان تغییر داد و اصرار در این راه به هرج و مرج و فروپاشی جامعه نوپای اسلامی می‌انجامد. خصوصاً که بدویان ناراضی منتظر فرصتی بودند تا جامعه جدید را برای همیشه فروپاشند که جنگهای اهل ردّه نمونه‌ای از این اراده و واقعیت بود.

مؤثرترین فرد در این میان دخت گرامی پیامبر بود. «زن بودن» و یگانه یادگار پیامبر بودن و سوابق درخشان حضرتش که در سخنان پیامبر نسبت به وی منعکس بود، به ایشان مصونیتی به مراتب بیش از دیگران بخشیده بود.

این مصونیت برای دیگران وجود نداشت. امام چندین بار تهدید به قتل شد و بعضاً تا این مرحله نیز به پیش رفتند؛ اما دخت پیامبر استثنا بود.آن حضرت از این مصونیت به حداکثر ممکن سود جست، اگرچه رنجها و سختی‌های فراونی را به جان خرید و در نهایت جان بر سر این راه نهاد و به شهادت رسید؛ اما توانست حق را بگوید و آن را روشن کند و مانع از اشتباه و التباسش برای نسلهای بعدی شود. وظیفه‌ای که دیگران قادر به انجامش نبودند.

8. و این رسالت بزرگی بود؛ چرا که آیندگان تاریخ نخستین اسلام و یا هر ایدئولوژی‌ دیگری را به مثابه بخشی از اسلام و یا آن ایدئولوژی می‌انگاشتند و نه بخشی از تاریخ. از این دیدگاه شکل‌گیری تاریخ دوران اولیه واجد نهایت اهمیت بود؛ چرا که به دین از دریچه همین مقطع تاریخی می‌نگریستند.

تکوین و تدوین نظام فقهی و کلامی و اعتقادی در آنجا که تاریخ صدر اسلام ـ بعد از پیامبر ـ به عنوان تحقق راستین اسلام تلقی می‌شود، طبیعتاً متفاوت خواهد بود با جایی که این بخش از تاریخ به مثابه تاریخ تلقی می‌شود و نه بیشتر. رسالت بزرگ دخت گرامی پیامبر عمدتاً این بود که بگوید آنچه تحقق یافته، حاکی و ناشی از واقعیت اسلام نیست و نمی‌تواند و نمی‌باید این گونه انگاشته و تفسیر شود. این رسالتی به مراتب بزرگتر و پراهمیت‌تر از گرفتن قدرت بود.

9. فارغ از تمامی آنچه در روزها و ماههای معدود پس از رحلت پیامبر(ص) گذشت، صرف سخنان کوتاه و بلیغ و پراحساس و تپش امام پس از به خاک سپردن همسرش نشان‌دهنده اوج عظمت و مظلومیت این زوج و بلکه این خاندان است. همچنان که وصایای مختصر و سوزناک فاطمه(س) به شوهرش نیز چنین است.

اصولا یکی از زیباترین و فرازمندترین قطعات ادبی در ادبیات هر ملتی به مواردی راجع می‌شود که فرد ادیب به مصیبتی ناگهانی همچون از دست دادن عزیزی دچار می‌شود؛ اما خطبه کوتاه امام که شکوائیه‌ای است دردمندانه به پیامبر و شرح مصائبی است که بر دخت گرامی‌اش وارد آمده، به واقع یکی از زیباترین و پراحساس‌ترین‌هاست، حتی در مقایسه با خطبه‌های دیگر نهج‌البلاغه که تمامی‌اش زیبا و آکنده از احساس است. پس از بیان شکایتها و رنجها، حضرت این‌گونه کلامش را به پایان می‌برد: «اگر اینجا را ترک کنم، نه از روی ملالت و خستگی است و اگر بمانم، نه به دلیل بدگمانی به وعده‌هایی است که خداوند به صابران داده است». و چنین است اوج صبر و بردباری و ادب و اخلاق.

سلام خداوند بر وی و پدر، شوهر و فرزندان ارجمندش که همگی وسیله هدایت ما و مایه فلاح و رستگاری اخروی ما هستند.

 


برچسب ها : محمد مسجدجامعی, حضرت زهرا(س), تا راه گم نشود

نظرات
نام *
پست الکترونیک *
متن *

دانشگاه ادیان و مذاهب


نشانی: ایران - قم - پردیسان
تلفن: 32802610 25 98+
فکس: 32802627 25 98+
کد پستی: 3749113357
صندوق پستی: 37185 - 178
پست الکترونیکی: info@urd.ac.ir
سامانه پیامکی: 3000135789

دانشکده ها

دانشکده شیعه شناسی
دانشکده ادیان
دانشکده مذاهب
دانشکده فلسفه
دانشکده زن و خانواده
دانشکده عرفان
دانشکده مجازی

خدمات فناوری اطلاعات

سامانه جامع آموزش
سامانه آموزش مجازی
سامانه پذیرش دانشجو
سامانه اتوماسیون اداری
پست الکترونیک
جستجو در کتابخانه
کتابخانه دیجیتال

بیانیه رسالت

دانشگاه ادیان و مذاهب، نخستین دانشگاه تخصصی ادیان و مذاهب در ایران، برخاسته از حوزه علمیه، ضمن شناخت ادیان و مذاهب و تعامل و گفت و گو با پیروان آنها با تکیه بر مشترکات، در جهت همبستگی انسانی، تقویت صلح، کاهش آلام بشری، گسترش معنویت و اخلاق و معرفی عالمانه اسلام بر اساس آموزه های اهل بیت علیهم السلام به پژوهش و تربیت نیروی انسانی متخصص اقدام می نماید.

طراحی، توسعه و پشتیبانی: کویر سبز